مرتضى مطهرى

478

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

خيلى دنبال كردند - و هيچ چيزى به هيچ وجهى و به هيچ وجهه‌اى در دو لحظه در يك حال باقى نماند ، ميان گذشته و آينده هيچ ارتباطى نمىتواند برقرار باشد و هيچ قانونى نمىتواند در عالم باشد . ولى همين عالم با اين وجههء متغيرى كه دارد - كه طبيعت وجههء متغير عالم است - يك وجههء ثابتى هم دارد كه نگهدارندهء اين وجههء متغير عالم است كه اگر آن وجههء ثابت نبود اين وجههء متغير هم وجود نمىداشت . حكماى اسلامى كه حركت جوهريه را مطرح كرده‌اند ، توجه به وجههء ثابت عالم هم كرده‌اند . گفته‌اند طبيعت متغير است اما اين طبيعت روحى دارد كه آن روح هميشه ثابت است . مولوى در همين زمينه اشعارى عالى دارد ، مىگويد : قرنها بر قرنها رفت‌اى همام * وين معانى برقرار و بر دوام آب مُبْدَل شد در اين جو چند بار * عكس آن خورشيد دائم برقرار پس بنايش نيست بر آبى روان * بلكه بر اقطار عرض آسمان اين صفتها چون نجوم معنوى است * وان كه بر چرخ معانى مستوى است در كل جهان يك حقايق ثابتى است و يك وجههء متغير . در خود ما [ همين‌طور است . ] ما اگر يك روح و يك حيات ثابت و يك منش مشخص نمىداشتيم ، اين پيكر متغير را هم نداشتيم . اينكه ما ما هستيم ، ما همان آدم چهل سال پيش و پنجاه سال پيش هستيم با اينكه تمام اين بدن ما چندين بار تغيير كرده و ريخته ، قسمتى از آن به صورت ناخن در زباله دان ريخته ، قسمتهاى ديگرش به صورتهاى ديگر ، مثلًا سلولهاى پوست بدن ما به شكلى مثل پوسته ريخته است و به شكلهاى ديگرى دفع شده است و آن بدن ده سال پيش ما حالا خدا مىداند كه در كدام زباله دانيهاست ولى ما ما هستيم ، به خاطر آن است كه روح ما باقى است . زندگى اجتماعى بشر هم عيناً مانند همان اندام بشر است و مانند همهء جهان است ، يك روح ثابت دارد و يك پيكر متغير . ثبات اخلاق مثلًا بشر از قديم الايام نيازمند بوده است به اينكه به غرايز خودش نظام بدهد . داراى غريزهء شهوت بوده ، داراى غريزهء جاه طلبى بوده ، داراى غريزهء جنسى بوده است ، در عين حال داراى غريزهء علمى و حس كاوش بوده است ، داراى غريزهء زيبايى بوده ، داراى غريزهء نيكى و احسان و اخلاق بوده و داراى غريزهء پرستش و تقديس بوده