مرتضى مطهرى
472
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
سه طبقهء اجتماعى در جامعهء ما سه طبقه وجود دارد : طبقهاى كه بيشتر اظهار علاقه به ديندارى مىكنند - و در جامعهء ما كه جامعهء اسلامى است بيشتر اظهار علاقه به اسلام مىكنند - و فكر مىكنند كه لازمهء مسلمانى و ديندارى اين است كه به پديدههاى جديد و تغييراتى كه در زمان پيدا مىشود با نظر بدبينى نگاه كنيم و آنها را به چشم امورى كه بر ضد دين به وجود آمده است ببينيم و لهذا عقب حركت مىكنند ، هميشه پيرو و دنباله رو جامعه هستند ، يعنى وقتى كه در مقابل پديدههاى جديد اجتماعى كاملًا شكست خوردند آن وقت تسليم مىشوند . يك شعر عربى ديشب در مقالهاى خواندم كه با وضع همين اشخاص خيلى مناسب است . مفاد شعر اين بود : ذوالجهل يفعل ما ذوالعقل يفعله * فى النائبات و لكن بعد ما افتضح كارى كه عاقل مىكند جاهل هم مىكند اما جاهل آنقدر ايستادگى و مقاومت مىكند تا رسوا مىشود ، آن وقت انجام مىدهد . عاقل پيشاپيشِ قضايا حركت مىكند . تعبيرى هم اميرالمؤمنين على عليه السلام در نهج البلاغه دارد . شكايت مىكند از اصحابش كه چرا نبايد ما و شما قوهء پيشگيرى داشته باشيم : ايُّهَا النّاس انّا اصْبَحْنا فى دَهْرٍ عَنُودٍ وَ زَمَنٍ كَنُودٍ ، يُعَدُّ فيهِ الُمحْسِنُ مُسيئاً وَ يَزْدادُ الظّالِمُ فيهِ عُتُوّاًتا آنجا كه مىفرمايد : لانَنْتَفِعُ بِما عَلِمْنا وَ لانَسْأَلُ عَمّا جَهِلْنا وَ لانَتَخَوَّفُ قارِعَةً حَتّى تَحِلَّ بنا « 1 » . ما ( مقصود اجتماع است ) از آنچه مىدانيم منتفع نمىشويم ، چيزى را كه نمىدانيم نمىپرسيم تا بدانيم ، و كوبندههايى كه بر ما واقع مىشود ، تا واقع نشود در فكر دفعش بر نمىآييم . ما هميشه در مقام رفع هستيم نه مقام دفع ، و حال آنكه بايد پيش بينى كنيم و چيزى كه هنوز واقع نشده است ، قبل از وقوعش حساب كارش را بكنيم . در حديثى كه در كتاب العقل و الجهل كافى از امام صادق عليه السلام هست مىفرمايد : الْعارِفُ بِزَمانِهِ لاتَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوابِسُ كسى كه زمان خودش را بشناسد گرفتار اشتباهكاريها نمىشود . يك طبقهء اينچنينى وجود دارد كه به نام دين از تمدن و توسعهء زندگى بريدهاند . در نقطهء مقابل ، يك عدهء ديگر قرار دارند كه به نام تمدن و توسعهء علم و مقتضيات زمان پيوند خودشان را با دين و حقايق دينى بريدهاند . اينها از هر چيزى
--> ( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 32