مرتضى مطهرى

457

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىگويد : إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ « 1 » به دلالت التزامى اين‌جور مىخواهد بگويد : اين قرآن هميشه مورد نياز بشر خواهد بود ، بنابراين ما هميشه آن را محفوظ نگه خواهيم داشت . درست است ، ما و شما وظيفه داريم ، بسيار وظيفهء سنگينى داريم ولى يك مطلب هست : اگر اسلام در ذات و طبيعت خودش اين قدرت را نداشته باشد كه نيازهاى جهان بشرى را رفع كند ، اگر دواى درد بشر نباشد ، ما و شما و هزاران حسينيه‌هاى ارشاد بخواهند به زور نگهش دارند ، امكان ندارد ( القسر لايدوم ) . ولى اگر اسلام اين قدرت و توانايى را داشته باشد باقى مىماند . تنها وظيفه‌اى كه ما داريم اين است كه اين احساس احتياج را در بشر بيدار كنيم و اين امرِ مورد نياز را به اين بشر محتاج عرضه بداريم . نقش حسينيه‌هاى ارشاد و امثال آن اين است كه اين احساس احتياج را در بشر بيدار كند ، آگاهش كند ، متوجهش نمايد كه تو به اسلام محتاجى ، بعد اسلام را عارى از هر پيرايه‌اى به او عرضه بدارد . ديگر همان كافى است ، نمىخواهد ما و شما نگهدارش باشيم ، او خودش جاى خودش را باز مىكند . سخن پيامبر صلى الله عليه و آله سخنى دارد رسول اكرم كه حتى فقها آن را معتبر شناخته‌اند . شيخ انصارى مىگويد اگرچه مرسَل است ولى چون از قديم الايام مورد استناد فقهاست « منجبرٌ به عمل الاصحاب » . جزء احاديث معتبر فقه ماست : الْاسْلامُ يَعْلوا وَ لايُعْلى عَلَيْهِ . پيغمبر اسلام فرمود : اسلام بالا مىرود ، چيزى بر اسلام برترى پيدا نمىكند . به اين جملهء رسول اكرم از زواياى مختلف نظر شده است . فقها روى حساب خودشان اين جمله را به اصطلاح « انشاء » تلقى كرده‌اند ، حكم تكليفى و وضعى از آن استفاده مىكنند ، كه من بحثش را نمىكنم [ چون ] از بحث خودم مىمانم . متكلمين از زاويهء كلام نگاه كرده‌اند ، گفته‌اند معنى جمله اين است كه حجت اسلام بر تمام حجتها غالب است . اين حديث يك زاويهء [ ديد ] ديگرى هم دارد كه من از آن زاويه مىبينم و آن را ترجيح مىدهم و آن اين است : اسلام در ميدان عمل ، در ميدان نياز و احتياج ، در تنازع بقا ( قانون تنازع بقا تنها ميان انسانها و حيوانها نيست ؛ ميان مرامها ، مسلكها ،

--> ( 1 ) حجر / 9