مرتضى مطهرى

437

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

دو چيز است كه همواره اعجاب انسان را برمىانگيزد : يكى آسمان پرستاره‌اى كه بالاى سر ما قرار گرفته و ديگر وجدانى كه در درون ما قرار دارد . او به مسئلهء وجدان و اصالت وجدان اهميت زيادى مىدهد ؛ معتقد است كه در عمق ضمير انسان ، قوّه‌اى قرار داده شده كه ذاتاً الهام بخش به انسان است و او را به يك سلسله كارها كه كار نيك است امر مىكند و از كارهاى زشت نهى مىكند و انسان هميشه در مقابل وجدان خودش يك فرد مكلّف است و در مقابل يك عامل درونى قرار گرفته است ، و معيار تشخيصش هم خود انسان است . هركارى را كه وجدان انسان ( آن وجدان انسانى انسان ) به او گفت : بكن ، آن كارْ اخلاقى است و هركارى كه گفت : نكن ، ضد اخلاق است . هركارى هم كه اساساً امر و نهى در آنجا نداشت ، اخلاقى نيست . او معتقد است كه هر كارى كه به خاطر انگيزه‌اى غير از انجام تكليف صورت بگيرد ولو آن انگيزه علاقهء به غير باشد ، آن كارْ عالى و شريف و اخلاقى نيست . كار اخلاقى آن است كه انسان صرفاً به خاطر انجام تكليف وجدانى انجام بدهد . عيناً نظير آنچه كه ما در مورد اخلاص در مورد خداوند مىگوييم كه عبادت خالصانه و مخلصانه عبادتى است كه انسان امر الهى را اطاعت كند نه به خاطر طمع بهشت و نه به خاطر ترس از جهنم ، بلكه به خاطر اينكه خدا امر كرده ؛ يعنى اگر نه بهشتى وجود داشته باشد و نه جهنمى ، علاقهء ما به خدا در حدى باشد و روابطمان با خداوند در مرحله‌اى باشد كه او كه امر بكند ، چون او امر كرده ، انجام دهيم . مىگوييم عبادت خالص و مخلصانه اين است . او هم دربارهء وجدان چنين چيزى مىگويد . مىگويد : عمل اخلاقى عملى است كه خالى از هر شائبه‌اى باشد جز انجام وظيفه و تكليفى كه وجدان بر عهدهء ما نهاده است . البته اين مسئله مبتنى بر اين است كه آيا چنين وجدانى را كه آقاى كانت مىگويد ، علم قبول مىكند ؟ و ثانياً آيا خود آن وجدان يك امر متغيرى نيست « 1 » ؟ . معيار سوم ، معيار عقلانى است نه وجدانى . اين معيار مىگويد : اينها همه حرف

--> ( 1 ) البته وجدانى كه او مىگويد ، براى همهء افراد ثابت است .