مرتضى مطهرى
411
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ديگر يا در زمان ديگر ، اوضاع درست برعكس مىشود ، آنچه را كه سابق زشت مىدانستند الآن زيبا مىدانند . مسائل زشتى و زيبايى كه مربوط به « بايدها » است يعنى بايد اينجور باشيم يا نبايد اينجور باشيم ، از بحث ما خارج است . ما اين مطلب را مىگوييم تا كسى اينها را بر ما نقض نكند . ما اينها را انديشههاى عملى و متغير مىدانيم . ولى از اين انديشهها كه خارج بشويم و سراغ انديشههاى نظرى يعنى فلسفهها و علوم برويم [ مىبينيم متغير نيستند . ] . علوم به هيچ وجه ملعبه و تابع خواستها ، عادات ، مقررات ، عرفيات يا شرايط خاص زندگى ، غنا و فقر نيست . يك بچهء فقير صُعلوك مسائل خاص فلسفى يا طبيعى يا رياضى را همانطور تلقى مىكند كه يك بچهء ثروتمند . البته ممكن است از نظر ساختمان مغزى با همديگر تفاوت داشته باشند ؛ فقير باهوشتر باشد ، غنى كم هوشتر يا برعكس ، ولى به هرحال به فقر و غنايشان مربوط نيست . فقيرِ فقير و غنىِ غنى هم قضاوتشان دربارهء مسائل نظرى علمى يكسان است ؛ يعنى فقر و غناشان تأثيرى در اين قضاوت ندارد . بنابراين اگر ما بخواهيم مذهب ، هنر و خصوصاً فرهنگ را تابع مسائل اقتصادى بدانيم بستگى به اين دارد كه فكر را در مسائل نظرى تابع بدانيم . اين هم چيزى است كه علم آن را نمىپذيرد . ممكن است كسى چيز ديگرى بگويد ؛ بگويد اينكه ما مىگوييم اقتصاد زيربناست ، مربوط به خصلت روانى بشر نيست كه شما ما را به ناحيهء علم النفس ببريد و از آن ناحيه ما را محكوم كنيد . ما منكر غرايز گوناگون بشر نيستيم ، منكر اصالت فكر بشر هم نيستيم ولى علت اصالت اقتصاد و تبعيت مسائل ديگر از آن ، خصلت خاص اقتصاد و خصلتهاى خاص آنها مىباشد كه مسائل غير اقتصادى مجردند يعنى وابسته به امور خارجى نيستند . مثلًا مىنشينيم قانونى را وضع مىكنيم . اين قانون ، ديگر به يك امرى در خارج بستگى ندارد . مذهب يك امر وجدانى است و به خارج از وجود ما بستگى ندارد . هنر و اخلاق هم همين جور . ولى اقتصاد عيبش اين است كه وابسته به ماده و شرايط خارجى است ؛ بستگى دارد به مواد زمين ، به امورى كه ما توليد مىكنيم ، به نيروهايى كه مولّدند . از اين جهت اقتصاد يك امر خارج از اختيار بشر است ، چون شرايط مادى و خارجى دارد و آن