مرتضى مطهرى

41

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىشود ، از عهدى به عهد ديگر مىرود . نتيجه اين است كه - به اصطلاح - تمدن انسان دوره‌هايى دارد و تمدن حيوان دوره‌هايى ندارد . اينكه مىگويند مقتضيات زمان تغيير مىكند ، راست مىگويند . علت تغيير كردنش هم همين جهت است كه با طرز خلقت انسان مربوط است . مقتضيات زمان براى حيوان عوض نمىشود ولى براى انسان عوض مىشود . در حيوان حس تجدد و نوخواهى وجود ندارد ، در انسان وجود دارد . زمان او يكنواخت است ولى زمان انسان يكنواخت نيست . حيوان مكلّف نيست ؛ يعنى مسئوليت روى دوش حيوان گذاشته نشده است ، يك ماشين خودكار است ، ولى انسان مسئول كار خودش است . تكليف ، وظيفه و مسئوليت ، همان چيزى است كه قرآن از آن به نام « امانت » ياد كرده است : امانت را بر زمين و آسمانها و كوهها « 1 » عرضه داشتيم ، هيچ كدام حاضر نشدند كه آن را بپذيرند چون استعدادش را نداشتند . تنها انسان بود كه حاضر شد بار امانت تكليف و مسئوليت را به دوش بگيرد ، يعنى گفت : خدايا ! مسئوليت را من به عهده مىگيرم ، آن راه كمال و سعادت را من با پاى خودم طى مىكنم به حكم اين نيروى عجيبى كه به من داده‌اى كه نيروى ابتكار است ، نيروى عقل است ، نيروى خلاقيت است . امكان سقوط و انحراف براى انسان از همين جا يك مطلب ديگر هم پيدا مىشود ، يعنى يك تفاوت پيدا مىشود و آن اين است : حيوانها همان طورى كه در زندگى اجتماعىشان ترقى و تكامل ندارند ، انحراف هم ندارند ، سقوط هم ندارند . همان طورى كه بالا رفتن ندارند ، پايين آمدن هم ندارند ؛ يعنى شما نمىتوانيد مثلًا در ميان زنبورهاى عسل ، گروهى را پيدا كنيد كه اينها تدريجاً دچار فساد و انحراف شده باشند ، اخلاقشان فاسد شده باشد ، نظامات خودشان را عوض كرده باشند ، خلاف كرده باشند و در نتيجهء اين كار از ميان رفته باشند . اما انسان اين هم در كارش هست ، يعنى فساد و انحراف هم در انسان امكان دارد . همان طورى كه انسان ممكن است راه پيشروى را بپيمايد ، ممكن است به سقوط و تباهى برود ، هر دو راه به رويش باز است . همان طورى كه ممكن

--> ( 1 ) البته اينها به عنوان نمونه ذكر شده‌اند . منظور تمام مخلوقات است .