مرتضى مطهرى
407
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
تدريجاً اين دوستى رو به خاموشى مىرود و بعد از بين مىرود . امور ديگر نيز از همين قبيل است . اگر اين حرف را بگويند ، جوابش را چه مرجعى بايد بدهد ؟ جواب اين حرف را علم روان شناسى بايد بدهد كه كارش تحقيق دربارهء غرايز بشر است . قدر مسلّم روان شناسى اين نظريه را نمىپذيرد . علم امروز و روان شناسى امروز اين نظريه را نمىپذيرد كه در وجود بشر تنها يك غريزهء اصيل وجود دارد و آن همان غريزهء تلاش براى معاش است . حتى افرادى هم كه افكار مادى دارند ، منكر اين حرفاند . راسل معتقد است كه سه غريزه در وجود انسان اصالت دارد : يكى همين غريزهء تلاش براى معاش ، ديگر غريزهء جنسى و سوم غريزهء برترى طلبى و قدرت طلبى . ديگران براى حقيقت جويى در انسان اصالت قائلند ؛ يعنى معتقدند انسان به حسب سرشت و فطرت ، حقيقت جو ، كاوشگر و علم طلب آفريده شده است . بنابراين براى علم اصالت قائل هستند ، براى هنر و زيبايى و اخلاق و مذهب اصالت قائل هستند . يا اگر نگوييم كه بهطور كلى چنين نظرياتى هست ، لااقل در علم امروز اين مسائل مطرح است و هنوز اينها به يك مرحلهء قطعى نرسيده است كه غرايز اصيل بشر چيست ؟ دانشمندترين دانشمندان هم در اين مسائل اختلاف نظر دارند . مثلًا بعضى مىگويند مذهب يك غريزهء اصيل در انسان است و بعضى مىگويند نيست . پس مطلب به اين سادگى نيست كه ما آن را به صورت يك فلسفه بيان كنيم و بعد بگوييم : ليس الّا و غير از اين هم چيزى نيست . اين مبتنى بر يك مسئلهء علمى است . اين آقايان كه خودشان بيش از ديگران سنگ علم را به سينه مىزنند و فلسفهء خودشان را يك فلسفهء علمى و مبتنى بر علم مىدانند ، پس لااقل مبناى علمى نظريهشان را علم بايد قبول كند . ولى علم چنين چيزى را تأييد نمىكند . شايد هيچ روان شناسى در دنيا نباشد كه براى انسان فقط يك غريزه قائل باشد ، غريزهء تلاش براى معاش . آيا وجدان فكرى بشر مستقل است يا تابع ؟ ريشهء ديگر روانى اين مطلب ، مسئلهء فكر بشر و به عبارت ديگر مسئلهء وجدان ادراكى بشر و وجدان فكرى بشر است . در انسان نيروى استدلال هست . انسان در