مرتضى مطهرى
401
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مَرْدَنگى « 1 » آقاى مزيّنى است . مىگفت شخصى گفته بود : چرا اين مردنگى را كه روى چراغ مىگذارند ، از جنس بلور گران قيمت درست مىكنند ؟ بيايند از مس بسازند كه هيچ وقت نشكند . گفتند : از مس باشد نور نمىدهد . گفت : سوراخ سوراخش كنند تا نور بيرون بيايد . گفتند : آخر سوراخ سوراخ كنند ، باز باد مىآيد خاموشش مىكند . گفت : كاغذ بچسبانند . به اين شكل پى در پى بايد ما جلو برويم و اين را توجيه كنيم . اين فكر روى اين اساس به نظر من قابل توجيه نيست ؛ يعنى اين فكر - اگر روى نصّ ماركس بخواهيم بايستيم - كه : « وجدان ما را وجود اجتماعى و طبقاتى ما مىسازد » كه اين را علت گرفته و آن را معلول ، قابل توجيه نيست . اگر مىگفت محيط روى وجدان انسان اثر مىگذارد ، بسيار حرف خوبى بود كما اينكه متقابلًا وجدان انسان هم روى محيط انسان اثر مىگذارد . - لازمهاش اين است كه ثابت كنيد كه قبل از اينكه محيطى وجود داشته باشد ، وجدان اوليهاى وجود دارد كه بعداً محيط رويش اثر مىگذارد . وجدان قبل از اينكه ما به وجود بياييم چى هست ؟ . وجدان انسان خودِ انسان است . خود انسان قبل از محيطش وجود دارد ، به اين معنا كه خود انسان جورى ساخته شده كه نوعى خواستهها در سرشت او هست ، مىخواهد محيطش اقتضا بكند مىخواهد نكند . همانطور كه خواستههاى مادى را محيط به انسان نداده است « 2 » ، آن وجدانهاى عالى هم كه در انسان وجود دارد كه انسان در عمق فطرتش خواهان عدالت و صلح و مهربانى و محبت است ، بالقوّه در عمق وجدان انسان قرار داده شده است . البته هنوز كسى در دنيا نتوانسته هيچ غريزه از غرايزى را كه مورد قبول است ، تشريح كند كه چيست ، ولى لزومى ندارد . علم امروز هم نمىگويد من بايد ماهيت هرچيزى را بفهمم ، مىگويد من وجود هرچيزى را در آثارش كشف مىكنم . در انسان چنين چيزهايى وجود دارد ، حالا كجاست ،
--> ( 1 ) [ سرپوش بزرگ بلورين كه لامپ را زير آن مىگذارند تا از باد مصون بماند . ( لغتنامهء دهخدا ) ] ( 2 ) انسانى كه براى زندگى طالب نان است ، محيط طبقاتى اين خواسته را به او داده يا ساختمان انسان ؟