مرتضى مطهرى

394

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نيست ، اصلًا تبليغ نمىتواند رويش اثر بگذارد . حالا اينها چه جور توجيه مىكنند ، من نمىدانم . عبارتهايش را مىخوانم : معمولًا اين‌طور گفته مىشود كه ماركسيسم عبارت از يك فلسفهء مادى است كه منكر نقش افكار در تاريخ مىباشد ؛ يعنى عامل ايدئولوژى را انكار مىكند و تنها به تأثيرات اقتصادى نظر دارد « 1 » البته كسى اين حرف را نمىزند كه ماركسيسم نقش افكار را به كلى منكر است ؛ ماركسيسم مىگويد افكار صددرصد تابع شرايط زندگى است ، يعنى عامل ديگرى در ساختن آن مؤثر نيست . اين را بايد جواب بدهيد . اين گفتار خطاست . ماركسيسم از نقش مهمى كه فكر ، هنر و عقايد در زندگى بازى مىكنند غافل نيست و برعكس اهميت وافرى به انواع ايدئولوژيها مىدهد « 2 » . عامل ايدئولوژى و شكل ايدئولوژى چيست ؟ اين قسمت از ماركسيسم كه مورد مطالعهء ماست ، بيش از هر قسمتى بد فهميده شده است . دليلش هم اين است كه تا مدتهاى مديد ، ماركسيسم را فقط از لحاظ اقتصادى مىآموخته‌اند . به اين طريق نه تنها ماركسيسم را از شكل كلى خود جدا مىكرده‌اند ، بلكه اصول واقعى اين فلسفه را نيز كنار مىزده‌اند زيرا چيزى كه اجازه مىدهد اقتصاد به صورت يك علم كامل درآيد ، ماترياليسم تاريخى و انطباق آن با ماترياليسم ديالكتيك است . تعبيرات غلطى هم كه از ماركسيسم شده است ، به علت آن بوده كه از نقش ايدئولوژيها در تاريخ و زندگى غفلت ورزيده‌اند . جدا كردن ايدئولوژيها از ماركسيسم ، به منزلهء تفكيك ماركسيسم از ماترياليسم ديالكتيك است ، يعنى تجزيهء آن از اصول .

--> ( 1 ) همان مأخذ ، ص 212 ( 2 ) توضيح نمىدهد كه به چه شكل است .