مرتضى مطهرى

389

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

غنى و فقير وجود دارد كه در نتيجه شرايط زندگى بشر مختلف باشد ؟ . گروهى از مردم كه داراى شرايط مادى مشترك باشند ، تشكيل طبقه مىدهند . ولى مفهوم طبقه به فقر و غنا اطلاق نمىشود . پرولترى كه بيش از يك نفر بورژوا درآمد دارد ، باز هم پرولتر است و اگر در خدمت ارباب باشد و در زندگى هم تأمين و استقلال داشته باشد ، باز هم جنبهء پرولتاريايى او كم يا زياد نمىشود . شرايط مادى زندگى منوط به پول درآوردن نيست ، بلكه به كار و حرفهء اجتماعى مربوط است . اينجاست كه مىبينيم انسان موجد تاريخ است . عمل انسان برحسب ميل او صورت مىگيرد . اين ميل ناشى از افكار آنهاست . افكار افراد هم زادهء شرايط مادى زندگى است ، يعنى شرايطى كه به طبقهء معين اختصاص دارد . به اين شكل حوادث تاريخى توجيه مىشود . پس تاريخ را افراد به وجود مىآورند . مقصود از افراد ، عمل افراد است . عمل افراد تابع ميل افراد است . ميل هم تابع افكار افراد است . افكار افراد هم تابع شرايط مادى زندگى و شرايط طبقاتى است . پس تمام تاريخ را وضع خاص طبقاتى به وجود مىآورد . آيا جنگهاى فكرى و عقيدتى جنگهاى طبقاتى است ؟ در فصل ديگر مسئلهء مبارزات طبقاتى را عنوان مىكند كه نتيجه‌اش اين مىشود كه تاريخ را - بعد از دورهء كمونيسم اوليه ، چون كمونيسم اوليه را نبايد « تاريخ » بناميم - فقط مبارزات طبقاتى و تضاد طبقاتى به وجود آورده است . اينجا براى من يك مجهولى باقى است كه [ آيا به نظر ] اين آقايان در دورهء قبل از پيدايش طبقات - كه معتقدند دورهء اشتراكى بوده است - اصلًا بشر تاريخ نداشته ؟ حوادث رخ نمىداده ؟ بالاتر ، بعد كه به اشتراك ثانوى منتهى مىشود و در آنجا طبقات به كلى از ميان مىرود ، ديگر موتور تاريخ بىحركت مىماند ؟ در چين و شوروى ، ديگر اين موتور محرّك تاريخ كار نمىكند ؟ در آنجا كه ديگر طبقات وجود ندارد . من واقعاً نمىدانم اينها در اينجا چه مىگويند . در فصل « مبارزات طبقاتى محرّك تاريخ است » مىگويد :