مرتضى مطهرى
386
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
حقت را از ديگران بگير ، آن كسى كه تو را پايمال كرده است دهانش را با مشت خرد كن ، چنين كن ، چنان كن ؛ و توانستند با اين وسيله طبقهاى را عليه طبقهء ديگر برانگيزند . در نهضت انبيا بدون شك اين عنصر وجود دارد . مخصوصاً اگر ما به قرآن و منطق قرآن تكيه كنيم ، مىبينيم در قرآن اين عنصر ( يعنى عنصر احقاق حق ، عنصر برانگيختن طبقهء محروم و مظلوم و پايمال شده عليه طبقهء ظالم ، مترف و حق پايمال كن ) وجود دارد ، و قرآن با يك لحن و آهنگ شعارآميزى هم اين مطالب را بيان مىكند كه واقعاً احساسات طبقهء مستضعف را برمىانگيزد : وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ . وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ « 1 » . پس در اين مطلب كه در اين حدود ، انبيا هم از اين عنصر استفاده كردهاند جاى بحث نيست . ولى تفاوتى كه در روش انبيا با اين رهبران هست ( و در نتيجه كارى كه آنها يا پيروان مكتب آنها كردهاند كس ديگرى نكرده ) اين است كه انسان را عليه نفس خودش هم برانگيختهاند و فرد را عليه خودش برانگيختهاند ، و اين ريشهاش وجدان انسانى است كه مستقل از منافع طبقاتى است . اگر انسان داراى چنين وجدان مستقل نمىبود ، چنين موفقيتى براى انبيا محال بود . واقعاً اين موفقيتى بوده ، تاريخ نشان مىدهد كه چنين بوده ، الآن هم نشان مىدهد . مثلًا مىگويند : اى بشر ! تو چنين ثروتى را از راه درست به دست نياوردى ، از راه ظلم به دست آوردى ، حق ديگران را پايمال كردى . . . به گونهاى كه وجدان او را تحريك مىكنند كه خودش عليه خودش قيام كند ، و چقدر افرادى مال و ثروت و هستى و منافع خودشان را به پاى انبيا ريختند و به دست خودشان تحويل طبقهء مظلوم دادند . اين داستان معروف است كه شخصى از متمكّنين و ثروتمندان در محضر حضرت رسول نشسته بود . فقير ژنده پوشى وارد مجلس شد . جاى خالى
--> ( 1 ) قصص / 5 و 6