مرتضى مطهرى
384
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
شكم است ، مايهء وجدان آدمى هم شكم است ، مايهء فكر آدمى هم شكم است ! . دليل بر اينكه وجدان انسانى يك چنين ساختمانى دارد ، اين است كه براى ظالمترين ظالمها هم لااقل لحظاتى پيش مىآيد كه در آن لحظات وقتى كه خودش مىنشيند و فكر مىكند ، انصاف مىدهد كه ظلم مىكند ؛ يعنى مىفهمد ، درك مىكند و لهذا ناراحت مىشود ، عذاب وجدان مىكشد . ممكن است از روش خودش دست برندارد ، ولى عذاب وجدان را دارد . يكى از آثار اين فكر اين است كه ديگر مجازات به عنوان يك عمل عادلانه ، غلط مىشود ، چرا ؟ براى اينكه اگر بنا بشود وجدان انسان تا اين حد بازيچهء منافعش باشد و به قول شوخى آن طلبه وقتى كه به او پول مىدهند وجدانش آناً تغيير مىكند ، پس هر كارى را كه بر اساس منافعش مىكند ، آن وقت صد درصد معتقد است كه درست مىكند ، پس هيچ گاه مقصر نيست و اصلًا در دنيا مقصر وجود ندارد . بشر كسى را مقصر و مستحق مجازات مىداند كه كارى را بكند كه به اعتراف وجدانش نبايد كرد ولى منافعش آنطور اقتضا مىكند ، يعنى منافعش برضد وجدانش است . اما آدمى كه وجدانش صد درصد همانطور است كه كارش را انجام داده ، كارش وجدانى است و وجدانش يك ذره بر خلاف آن نمىگفته است ، چطور ما مىتوانيم او را مجازات كنيم ؟ . امام حسين از هركسى كه سؤال مىكرد مردم كوفه در چه وضعى هستند ، مىگفت : قُلوبُهُمْ مَعَكَ وَ سُيوفُهُمْ عَلَيْكَ شمشيرهايشان عليه توست در عين اينكه دلشان با توست ، وجدانشان با توست اما منافعشان در جهت ديگرى است ؛ امّا رُؤَساؤُهُمْ فَقَدْ مُلِئَتْ غَرائِبُهُمْ . . . رؤسايشان به دليل اينكه جوالهايشان از رشوه پرشده است ، و غير رؤسايشان هم به خاطر آن تعصب احمقانهء عربى كه از رئيس قبيله پيروى مىكنند ، ولى در عين حال رئيس و مرئوس همه وجدانشان با توست ، دلشان با توست . و اين ، حرف درستى است . بعد مىگويد : ايده آليستها مىگويند اگر يكى پرولتر مىشود و ديگرى بورژوا ، علتش آن