مرتضى مطهرى
365
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
دو نمونهء تاريخى آقاى دكتر صاحب الزمانى كتابى نوشته است به نام ديباچهاى بر رهبرى كه البته از نظر مذهب شيعه انتقادهايى مخصوصاً در قسمتهاى اول دارد ، ولى كتابى است كه در موضوع خودش بسيار خوب است ، مخصوصاً در مسائل مربوط به اسلام و ايران كه در اواخر كار كتاب خدمات متقابل اسلام و ايران اين كتاب به دستم رسيد و مطالعه كردم و در قسمتهاى اخير كتاب خدمات متقابل توانستم از آن استفاده كنم . تعبيرى در اين كتاب دارد ، مىگويد : بعضىها دچار گزافه گويى و بيمارى تك سبب بينى هستند ، يعنى هميشه توجهشان به يك سبب است ، در صورتى كه اجتماع را با يك علة العلل اجتماعى نمىتوان شناخت . بعد ايشان همين عامل جنسى را طرح مىكند ، مىگويد در بسيارى از حوادث تاريخى ، اين عامل تأثير داشته است از جمله در فتح ايران به دست اعراب . مقصودش اين است كه دو جريان تاريخى در داخل ايران پيش آمد كه صد درصد جنبهء جنسى داشت و همانها تأثير فراوانى در انحطاط ايران و شكست ايرانيها داشت . يكى همان داستان معروف خسرو پرويز و نعمان بن منذر است ، كه ما قبلًا در ناسخ التواريخ و . . . خوانده بوديم . حكومتى عربى در حيره كه مركزش نزديك كوفهء فعلى بود ، در قسمتى از عراق فعلى كه مجاور با ايران قديم بود وجود داشت . البته مدائن كه الآن جزو عراق است ، آن وقت جزو ايران بود . ولى اين قسمتهاى نجف و كربلا و يك قسمتهاى ديگر ، مملكت كوچكى بود به نام « حيره » . مملكتى بود عربى و تحت الحمايهء ايران و در واقع سپرى بود كه ايرانيها درست كرده بودند براى اينكه به اين وسيله با اعراب باديه نشين مبارزه كنند . مىگفتند آهن را با آهن بايد جواب داد . آنها به يك معنا مرزدار ايران از ناحيهء اعراب بدوى بودند . اختلافى بين نعمان بن منذر و ظاهراً پسرعمويش زيد بن عدى رخ مىدهد و شايد ظلمى ، اجحافى به زيد بن عدى مىشود . زيد به دربار خسرو پرويز مىآيد و مدتها آنجا ملتجى مىشود ولى نتيجه نمىگيرد تا اينكه جريانى پيش مىآيد . در ناسخ التواريخ مىنويسد كه جدّ نعمان ( منذر ماء السماء ) يك پيشكشى براى