مرتضى مطهرى
360
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ايمانش مىرود . اينكه مىگويند : شكم گرسنه ايمان ندارد ، يك حرفى است ؛ يعنى اول بايد شكم سير بشود تا بعد انسان بتواند دنبال غريزهء ايمان برود . بگوييد ايمان ، خودش غريزه است . غريزه باشد ، ولى اساس اين است كه اول بايد شكم سير بشود . جاه و قدرت و پست و مقام و همهء اينها بعد از اين است كه شكم سير باشد . آدم وقتى كه شكمش گرسنه است ، جاه مىخواهد براى چه ؟ مقام مىخواهد براى چه ؟ پست مىخواهد براى چه ؟ برترى يعنى چه ؟ اول شكمش بايد سير شود . حتى عامل جنسى هم همينطور است . انسان بعد از سيرى شكم به دنبال اين عواطف مىرود . اگر شكم گرسنه باشد ممكن است يك كسى تا آخر عمرش هم همسر انتخاب نكند ، چون در درجهء اول بايد دنبال نان برود . مىگفتند جوانى عاشق شده بود . زندگىاش را پدرش تأمين مىكرد و هنوز گرم و سرد دنيا را نچشيده بود . پدرش را مىديد كه راجع به اين مسائل خيلى بىتفاوت است . فكر مىكرد كه عقل پدرش نمىرسد و اصلًا پدرش درك ندارد . مىگفت : چرا پدرم عشق را نمىفهمد ، عاشقى را نمىفهمد ؟ روزى پدرش را به ملامت كشيد و از آن عوالم عشق خودش چيزى با او در ميان گذاشت ، گفت : جان پدر ! تو جلوهء خوبان نديدهاى * روى چو ماه و زلف پريشان نديدهاى ننشستهاى به گوشهاى از درد عاشقى * آن دم ز در رسيدن جانان نديدهاى خيال مىكرد پدرش اين چيزها را نمىفهمد و نديده . پدرش گفت : جان پسر ! تو سفرهء بىنان نديدهاى * جنگ عيال و گريهء طفلان نديدهاى ننشستهاى به گوشهاى از درد قرض خوار * آنگه ز در رسيدن مهمان نديدهاى اگر اينها را ببينى ، عاشقى را فراموش مىكنى . گرسنگى مسألهاى است كه اگر پيدا شد ، آدم همه چيز را فراموش مىكند ؛ عشق را ، ايمان را ، علم را ، هنر و زيبايى را فراموش مىكند . پس انسان در درجهء اول نگاهش به مسائل اقتصادى است . آنجا كه عقربهء مسائل مربوط به شكم تغيير كرد ، خواه ناخواه - چون اين شرط اوّلى حيات است - همه چيز بايد از آن تبعيت كند . پيغمبر هم كه فرمود : مَنْ لا مَعاشَ لَهُ لا مَعادَ لَهُ معنايش اين است كه اگر معاش نباشد ، معاد نمىتواند وجود داشته باشد .