مرتضى مطهرى
36
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ديندار باشد . ممكن است بعضى به اهميت اين موضوع پى نبرند اما بدانند اگر اين مسئله براى خودشان مطرح نيست براى بچه هايشان مطرح است و اگر براى فرزندانشان هم امروز مطرح نيست دو روز ديگر مطرح خواهد شد . پس خوب است كه ما اين مسئله را بشكافيم و ببينيم نظر اسلام راجع به « مقتضيات زمان » چيست و اصلًا منطق چه اقتضا مىكند كه وقتى فردا با افرادى مواجه شديم كه مىگويند بايد با زمان پيشروى كرد و دائماً به روحانيون مىگويند خودتان را با زمان تطبيق بدهيد ، آيا پيشنهادشان صحيح است يا نه ؟ . اين موضوع به نظر من ارجح آمد كه چند شبى روى آن بحث كنيم . البته موضوعات زيادى در ضمن اين موضوع پيش مىآيد كه بايد بحث كنيم . مثلًا يك بحثى است راجع به اخلاق . يك عده مىگويند اخلاق نسبى است ، و اين موضوع نسبيت اخلاق در نوشتهها بسيار به چشم مىخورد . مىگويند اخلاق خوب و بد به طور مطلق نداريم . يعنى اينطور نيست كه اخلاق خوب هميشه خوب است و اخلاق بد هميشه بد است ؛ بعضى از اخلاقيات براى مردم معينى و در زمان معينى خوب است و براى ديگران بد . اخلاق يك امر نسبى است . اخلاقى وجود ندارد كه براى همهء مردم و در همهء زمانها خوب باشد . يك مسئلهء ديگر كه باز به همين مناسبت بايد روى آن بحث كرد بحثى است راجع به زيربناى تاريخ ، و ماركسيست و غيرماركسيست در اين زمينه نظرياتى دارند و ما ناچاريم در ضمن مباحث خود از آن بحث كنيم . تفاوت زندگى اجتماعى انسان با حيوانات اجتماعى براى اينكه مفهوم اين آيه روشن بشود يك مطلب را در نظر بگيريد : انسان زندگى اجتماعى دارد ، يعنى بايد با اجتماع زندگانى كند و الّا منقرض مىشود . ولى انسان ، تنها موجودى نيست كه بايد زندگى اجتماعى داشته باشد . در ميان حيوانات هم بسيارى وجود دارند كه زندگى اجتماعى دارند . مقصود اين نيست كه آنها فقط با هم هستند ، چون صرفِ باهم بودن زندگى اجتماعى نيست . مثلًا آهوها با هم بهطور دسته و گله زندگى مىكنند ، باهم چرا مىكنند ، باهم حركت مىكنند ولى زندگى اجتماعى ندارند ، زيرا در ميان آنها تقسيم كار و تقسيم مسئوليت و تشكيلات وجود