مرتضى مطهرى

343

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نبايد حتماً مفهوم تغيّر را فهميد . علل تاريخ يعنى علل حاكم بر زندگى بشر در تاريخ . نظر راسل به نظر مىرسد كه نظريهء ماركسيستها يعنى جبر تاريخ ، آن هم جبر مادى تاريخ و جبر مادى اقتصادى ، به هيچ وجه قابل قبول نباشد . اين را ديگران هم كه حتى مادى فكر مىكردند ، قبول نكرده‌اند از جمله راسل . راسل آدمى است كه مسلّم مادى فكر مىكند ولى به اين نظريه انتقاد مىكند و مىگويد نظريهء درستى نيست . او مىگويد سه عامل هستند كه از نظر حكومت بر زندگى بشر اصيلند و طبعاً هر سه صلاحيت دارند كه زيربناى مسائل زندگى بشر قرار گيرند . يكى از آنها همين منافع اقتصادى بشر است و يكى ديگر مسئلهء جنسى است « 1 » . مىگويد عامل جنسى ( يا بگوييم غريزهء جنسى ) يك غريزهء اصيل در بشر است و در بسيارى از موارد تقدّم و حكومت پيدا مىكند ، يعنى عامل اقتصادى را از ميدان بيرون مىبرد و بسيارى از پديده‌ها ، حوادث و جريانهاى تاريخى معلول اين غريزهء بشر است . عامل ديگر برترى طلبى است ، عامل قدرت طلبى و به مفهوم اخلاقى خودمان جاه طلبى . جاه طلبى يك عامل اصيل در بشر است . يعنى اين‌جور نيست كه بشر مقام و قدرت را براى تأمين منافع اقتصادى مىخواهد ؛ خير ، انسان مقام و قدرت را به خاطر خود قدرت و به خاطر خود جاه مىخواهد . بسيارى از حوادث جهان معلول اين خواهش بشر است . ما نمىتوانيم حملهء اسكندر به ايران و مصر و فتوحاتش را تنها معلول عوامل اقتصادى آن روز يونان بدانيم . عامل جاه طلبى اسكندر اگر نقش اول را در اين حوادث نداشته ، مسلّم بىتأثير هم نبوده است . نمىشود تاريخ را يك شاخه‌اى توجيه كرد ؛ يعنى تنها يك ريشه و يك شاخهء اساسى داشته باشد و شاخه‌هاى ديگر همه فرع آن يك شاخه باشند . اين‌جور نيست ، اين ساده گرفتن قضاياست . اين دو عامل ديگر را راسل هم قبول دارد . غير از اينها باز عوامل ديگرى هست كه ما از نظر علمى نمىتوانيم آنها را نديده بگيريم . بوعلى در نمط هشتم

--> ( 1 ) مسئلهء جنسى ، مسلّم در ماركسيسم مطرح نبوده است .