مرتضى مطهرى

338

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

جبر تاريخ از دو ديدگاه همان‌طور كه عرض كرده‌ايم بحث ما دربارهء اسلام و مقتضيات زمان در دو بخش بيان مىشود ؛ چون اشكالى كه در اين بحث هست ، اشكال هماهنگى يك امر ثابت در ذات خود ( يعنى اسلام ) و يك امر متغير در ذات خود ( يعنى مقتضيات زمان ) است . همهء اشكالها از اينجا پيدا مىشود . بحثى دربارهء اسلام بايد بشود كه آيا اينچنين است ؟ آيا اسلام - كه مسلّم يك دين جاويدان و ثابت به معنى غيرقابل نسخ است - وضع داخلى آن به گونه‌اى هست كه بدون آنكه نسخى در كار باشد ، به‌طور خودكار و به اصطلاح ديناميك ، خودش در درون خودش تغييراتى بپذيرد و خود به خود تغييراتى بدهد كه با تكامل زمان جور در بيايد ؟ آيا اسلام داراى چنين وضعى هست يا نيست ؟ اين بخش اول بحث ما بود كه بحث كرديم و نتيجه گرفتيم كه هر تغييرى مستلزم نسخ نيست و مىتواند قانونى در درون خودش تحت يك سلسله اصول ثابت ، وضع متغيرى را پيش بينى كند . بخش دوم بحث ما راجع به اصل دوم يعنى زمان است . در اشكال چنين فرض شده بود كه مقتضيات زمان صد درصد متغير است و نمىتواند ثابت باشد و زمان ، هيچ چيزى را جاويد نگه نمىدارد و نمىگذارد جاويد بماند . تنها اصلى كه در جهان