مرتضى مطهرى
303
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بدون شك همينطور است و ما هم اجمالًا قبول داريم كه قوانين مربوط به روابط انسانها با يكديگر بايد قابليت انعطاف داشته باشد ، ولى نه به اين سادگى كه چون رابطهء انسان با انسان متغير است قانون هم بايد متغير باشد . به اين كلّيت درست نيست . قوانين عبارت است از حقوق و تكاليف ، يعنى بايدها و وظايفى كه افراد نسبت به يكديگر دارند . آن تغييراتى كه در روابط انسانها با يكديگر ايجاد مىشود ، يك سلسله تغييراتى است كه در آن مثلًا ارتباط انسانها با هم عوض مىشود ، ولى اين ربطى به حقوق و تكاليف ندارد . مثلًا انسانها بايد با يكديگر در تماس باشند . زمانى بود كه تلفن و تلگراف نبود ، وقتى مىخواستند حرفشان را به يكديگر برسانند چه زحمتى بايد متحمل مىشدند ! حالا با چه سرعتى مردم از اين گوشهء شهر به آن گوشهء شهر ، از اين شهر به آن شهر ، بلكه از اين مملكت به آن مملكت با يكديگر ارتباط پيدا مىكنند . يا مثلًا در گذشته اگر كسى از شهر خودش با يك ترسى مىخواست به نجف برود مجبور بود كه لااقل ده سالى آنجا بماند ، چون اگر مىخواست با آن زحمت به شهر خودش برگردد و دومرتبه بيايد ، كار بسيار فوق العادهاى بود . ولى حالا ممكن است كسى برود نجف درس بخواند ، سالى شش مرتبه هم بيايد و به كارهاى شخصى خودش رسيدگى كند . شكى نيست كه ارتباط انسانها با يكديگر خيلى تغيير كرده ، ولى آيا جورى تغيير كرده كه حقوق انسانها را نسبت به يكديگر و وظايف و تكاليف را عوض بكند ؟ ما اين را بايد بحث بكنيم . ما بايد آن مواردى را كه روابط انسانها با يكديگر به حكم پيشرفت علم و تمدن جبراً عوض شده و آن پيشرفت در ارتباطات سبب شده كه حقوق و وظايف تغيير كند در اينجا طرح بكنيم ، چون اسلام نيامده كه راجع به مطلق ارتباطات انسانها با يكديگر سخن بگويد ، بلكه آمده حقوق و وظايف انسانها نسبت به يكديگر را بيان كند . شما بگوييد آن تغيير ارتباطاتى كه منشأ تغيير وظيفه و تغيير حقوق و تغيير قانون مىشود چيست ؟ به اين كلّيت قبول نداريم . يك مثال قبلًا عرض كردم كه ما بايد برويم دنبال مثالها و موارد . مثلًا آيا درست است كه كسى مطلب را به اين صورت طرح كند ، بگويد : به حكم اينكه روابط اجتماعى تغيير كرده