مرتضى مطهرى

301

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

هماهنگى دارد ؛ يعنى از اينجا بايد كشف كنيد كه شرع هم همين است . از آن طرف هم كه گفته‌اند : كُلُّ ما حَكَمَ بِهِ الشَّرْعُ حَكَمَ بِهِ الْعَقْلُ ، مقصودشان اين است كه اگر در جايى شرع به‌طور قاطع حكمى كرد ، از باب اينكه مىدانيم در اسلام سخنى به گزاف گفته نمىشود ، عقل به‌طور اجمال مىگويد : اينجا يك ملاكى وجود دارد ؛ گرچه من هنوز تشخيص نداده‌ام ولى وجود دارد ، بى منطق نيست . بعد از آشنايى عقل به اينكه اسلام بدون ملاك و مناط و منطق حرفى نمىزند ، همين قدر كه شرع چيزى گفت ، عقل هم اجمالًا مىگويد اينجا يك منطقى وجود دارد ، حال اگر من هنوز كشف نكرده‌ام بايد تأمل و دقت كنم . اين يكى از چيزهايى است كه [ تكليف ] فقيه را با مقتضيات متغير [ مشخص مىكند ] و آنجا كه مصالح بشريت تغيير مىكند و چيزى را ايجاب مىنمايد ، دست فقيه را باز مىكند . تقسيم بندى قوانين اسلامى در نوشته‌اى كه آقاى مهندس كتيرايى فرستاده‌اند ، چند مطلب آمده كه من در اطرافش توضيحاتى مىدهم . مطلبى را به عنوان مقدمه گفته‌اند كه ما آن را به صورت كاملترى در جزوه‌هاى « اسلام و مقتضيات زمان » « 1 » طرح كرده‌ايم . ايشان مىگويند : رابطهء انسان با طبيعت و رابطهء انسان با انسان به شدت در حال تغيير است و اگر قوانين بخواهد در بين مردم حاكم باشد ، يا بايد متغير بوده و يا اقلًا قابليت انعطاف و تطابق با محيط و زمان داشته باشد . اگر قوانين اسلامى را از اين حيث تقسيم كنيم ، چهار دسته است : پاره‌اى از قوانين مربوط به رابطهء انسان با خداست كه اسمش عبادت است . رابطهء انسان با خدا شايد ساده‌ترين روابط باشد ؛ يعنى تغييرات زمان و مقتضيات متحول زمان در هر ناحيه تأثير داشته باشد ، در اين ناحيه يا تأثير ندارد يا خيلى كم در شكلش تأثير

--> ( 1 ) [ اين جزوه‌ها بخش اول مجموعه آثار حاضر را تشكيل مىدهد . ]