مرتضى مطهرى

293

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مايع منحصر هم كه جانش را نجات مىدهد مشروب است ؛ چه بايد بكند ؟ آيا مقدسىاش گُل كند و بگويد : من مىميرم و مشروب نمىخورم ؟ يا بايد بخورد ؟ اگر مشروب نخورَد و بميرد ، در قتل خودش كمك كرده است . در اين زمينه در موارد مختلف ، مثالْ بسيار زياد داريم . اين يكى از راههاى انطباق اسلام با مقتضيات زمان . فلسفهء احكام اين مطلب يك ريشهء ديگرى دارد كه وقتى آن ريشه را بدانيم دستمان بازتر مىشود و آن اين است كه قوانين اسلامى به اصطلاح امروز در عين اينكه آسمانى است ، زمينى است يعنى براساس مصالح و مفاسد موجود در زندگى بشر است ، به اين معنا كه جنبهء مرموز و صد درصد مخفى و رمزى ندارد كه بگويد : حكم خدا به اين حرفها بستگى ندارد ، خدا قانونى وضع كرده و خودش از رمزش آگاه است . اسلام اساساً خودش بيان مىكند كه هرچه قانون من وضع كرده‌ام براساس همين مصالحى است كه يا به جسم شما مربوط است يا به روح شما ، به اخلاق شما ، به روابط اجتماعى شما ، به همين مسائل مربوط است ؛ يعنى يك امور به اصطلاح مرموزى كه عقل بشر هيچ به آن راه نداشته باشد نيست . ما مىبينيم قرآن اشاره مىكند به مصالح و مفاسدى كه در احكامش هست ، و بعلاوه [ اين امر ] جزو ضروريات اسلام است . شيخ صدوق كتابى از احاديث تأليف كرده به نام علل الشرايع يعنى فلسفه‌هاى احكام و در آن ، احاديثى را كه در آنها اشاره‌اى به فلسفه‌هاى احكام هست جمع كرده است . نشان مىدهد كه از صدر اسلام ، خود پيغمبر و ائمه ، فلسفه‌ها براى احكام بيان مىكردند و جزو ضروريات شيعه و اكثريت اهل تسنن - و شايد بايد گفت به اتفاق اهل تسنن - اين است كه مىگويند احكام بر مبناى مصالح و مفاسد نفس الامريّه است [ يعنى ] بر مبناى مصالح و مفاسد واقعى است ، و به همين دليل در سيستم قانونگذارى اسلام راهى براى عقل باز شده است ؛ يعنى همين كه جعل احكامش براساس مصالح و مفاسد واقعى و نفس الامرى است ، وسيله شده كه در اصل سيستم قانونگذارى راه براى عقل وجود داشته باشد . آنگاه عقل مىگويد خود اسلام گفته احكام من ما فوق عقل نيست و عقلانى است ، پس خودش اين مطلب را قبول كرده است . بنابراين اگر در يك جا