مرتضى مطهرى

275

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كه شد . اعراب به ايران حمله كردند . چرا ؟ علت اقتصادى داشته است ؟ نه ، تاريخ خلاف اين را مىگويد . تاريخ مىگويد جنگ اينها جنگ عقيده بود ، جنبهء عقيدتى داشت . خودشان مىگفتند بايد بت پرستى در دنيا نباشد ولى مذاهب ديگر كه مذاهب خداپرستى است آزاد باشد ؛ مردمى كه در زير بار حكومتهاى خودشان مجبور هستند ، آنها هم بايد آزاد باشند . گفت ما آمده‌ايم « لِنُخْرِجَ عِبادَ اللَّهِ مِنْ عِبادَةِ النّاسِ الى عِبادَةِ اللَّهِ » آمده‌ايم بندگان خدا را از بندگى افراد بشر آزاد كنيم ، همه را بندهء خدا بكنيم . اين جنگ ريشهء عقيدتى داشت . به هر حال اين موضوع به اين صورت قابل قبول نيست . حالا از اينجا وارد آن مطلبى كه خودمان مىخواستيم روى آن بحث كنيم مىشويم : سوسياليسم تخيّلى از نظر كسانى كه تاريخ را اين‌طور مادى تفسير مىكنند ، عدالت مفهومى ندارد . شما اگر كلمات خود ماركس و ماركسيستهاى واقعى را بخوانيد ، مىبينيد اينها با اينكه به قول خودشان طرفدار كارگرند اما هرگز دم از عدالت نمىزنند . مىگويند اشتراكيت ، اما نه به دليل اينكه اشتراكيت موافق با عدالت است . كسانى را كه طرفدار عدالت هستند از طريق اشتراكيت ، تخطئه مىكنند و آنها را سوسياليستهاى خيالى مىنامند . معتقد به سوسياليسمى هستند كه منشأش عدالت نيست بلكه منشأش جبر زمان است ، يعنى اوضاع اقتصادى جبراً جامعه را سوسياليستى بكند . مىگويند بشر اوليه به اشتراك زندگى مىكرده و بعد تحت تأثير علل اقتصادى افرادى پيدا شدند كه توانستند عده‌اى را دور خود جمع كنند و فئوداليسم به وجود آمد ، بعد فرزند ديگرى به وجود آمد كه همين سرمايه دارى باشد . سرمايه دارى در اثر تكامل ابزار توليد اساساً نمىتواند باقى بماند و تبديل به اشتراكيت مىشود . و لهذا مىگويند اشتراكيت را از طريق علمى جستجو كنيد يعنى از طريق جبر زمان ، نه اينكه عدالت آن را ايجاب مىكند . ما اكنون نمىخواهيم وارد اين بحث بشويم ولى حرف اينها از دو جنبه غلط است . يكى از اين نظر كه مىگويند تكامل ابزار توليد اجباراً بشر را به سوى سوسياليسم مىكشد . اين‌طور نيست . الآن در دنيا راه حل‌هايى پيدا شده كه