مرتضى مطهرى

273

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

كرده‌اند و چقدر هم غلط است ! خيال مىكنند اين غلط با آن صنايع يك ارتباطى دارد . مىگويند اگر اشتباه كرده بودند ، صنايعشان آنقدر ترقى نمىكرد . آن صنايع به اين چه مربوط ؟ اين فكر در دنيا امروز در حال شكست خوردن است ( از اول هم شكست خورده بود ) يعنى حتى مادى مسلك‌ها هم ديگر چندان به اين حرف اعتنايى ندارند . فرضيهء فرويد مكتب مادى ديگرى پيدا شد و حرف ديگرى زد . ماركس و ديگران گفته بودند مايهء همه چيز و مايهء تمام تجلّيات بشر شكم است . فرويد ، اين روان شناس اتريشى ، آمد و يك فرضيهء ديگر آورد ، گفت نه ، مبدأ تمام فعاليتهاى انسان امور جنسى است ، امور مادى و شكمى را هم انسان براى امور جنسى مىخواهد ، و در واقع گفت : مايهء عيش آدمى زير شكم است . ديد او خيلى بالا برده ، دو سه وجب پايين‌تر آورد . جبر زمان به آن مفهومى كه توده‌اىهاى دنيا مىگويند غير از آن مفهوم عام فلسفى است كه ما اول عرض كرديم . مىگويند همهء كارها را انسان تحت تأثير علل اقتصادى انجام مىدهد . امر اقتصادى را اصل مىدانند ، به قول خودشان زيربنا مىدانند . مىگويند انسان يك موجود اقتصادى است ، همه چيز را به خاطر هدفهاى اقتصادى و تحت تأثير علل اقتصادى انجام مىدهد ؛ يعنى هر حادثه‌اى كه در دنياى بشريت رخ مىدهد ، ريشهء اصلىاش اقتصاد است . جبر زمان كه اينها مىگويند يعنى جبر اقتصادى ، جبرى كه ناشى از علل اقتصادى است . مقصودشان از جبر زمان اولًا جبر اجتماع است كه حوادث اجتماعى در يك وقت معين ضرورت دارند ، و ثانياً عللى كه اين ضرورتهاى وقتى را ايجاد مىكنند علل اقتصادى است . پس تمام حوادث تاريخ را با علل اقتصادى توجيه مىكنند . مثلًا اگر شما بگوييد چرا اسكندر به ايران حمله كرد و ايران را فتح نمود ، آنها جز يك علت برايش ذكر نمىكنند كه همان علت اقتصادى است . باز اگر بگوييد چطور شد كه عيسى عليه السلام يا اسلام در آن زمان معين ظهور كرد ؟ مىگويند اين حرف ريشهء اقتصادى دارد ، عوامل اقتصادى ايجاب مىكرد كه عيسى در آن تاريخ ظهور كند و اسلام در آن تاريخ . اگر بگوييد رنسانس يعنى تجديد حيات علمى و ادبى كه در دنيا پيدا شد ، علتش چه بود ؟ مىگويند علت اين را هم شما بايد در عوامل اقتصادى پيدا كنيد . علل اقتصادى