مرتضى مطهرى
254
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
وجدان و مسئلهء نسبيت اخلاق أَ فَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً « 1 » . امشب قصد داشتم به مناسبت بحثى كه راجع به مقتضيات زمان داشتم ، بحثى را كه مربوط به فلسفهء تاريخ است عنوان كنم . آن بحث اين است كه آيا عواملى كه سبب سعادت بشر مىگردد ، در هر زمان فرق مىكند ؛ يعنى اين عوامل نو و كهنه مىشود يا ممكن است يك سلسله عوامل ثابت وجود داشته باشد كه در هر زمانى سبب سعادت بشر گردد ؟ البته اين مطلب احتياج به توضيح و تفسير دارد اما نظر به اينكه بحثى كه در چند شب قبل راجع به نسبيت اخلاق كرديم ، قسمتى از آن را لازم نديدم كه تعقيب كنيم ولى دوستان اظهار كردند كه تتمهء آن مطلب را عرض بكنم ، امشب را در اطراف آن بحث مىكنم . دليل كسانى را كه قائل به نسبيت اخلاق بودند اينطور ذكر كرديم كه اصولًا پايهء اخلاق بر حسن و قبح عقلى گذاشته شده است ؛ بر اينكه عقل بشر كارهايى را خوب و كارهايى را زشت مىداند . كارهاى خوب را اخلاق حسنه مىگويند و كارهاى زشت را اخلاق رذيله . آنوقت مىگفتند فكر بشر دربارهء اين حسن و قبح در
--> ( 1 ) فاطر / 8