مرتضى مطهرى

246

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

است ، يك ماهيت است ، يك طريقت است . غرض اين جهت است كه يكى از كارهاى انبيا احياى اصل دين است كه اصل دين از آدم تا خاتم يكى است . البته فروع مختلف است . هر پيغمبرى كه مىآيد يكى از كارهايش پيرايش است ، يعنى اضافات و تحريفات بشر را مشخص مىكند . حالا اينجا يك سؤال پيش مىآيد : آيا اين خاصيت ( تحريف دين ) از مختصات بشرهاى قبل از خاتم الانبياء است يا بشرهاى دوره‌هاى بعد هم اين طبيعت را دارند ؛ يعنى در دين خودشان دخل و تصرف مىكنند ، خرافات اضافه مىكنند ؟ مسلّم طبيعت بشر كه عوض نشده است . بعد از پيغمبر خاتم هم همين‌طور است . آن شعر معروف - كه مىگويند از نظامى است و از او نيست - مىگويد : دين تو را در پى آرايشند * در پى آرايش و پيرايشند بسكه ببستند بر او برگ و ساز * گر تو ببينى نشناسيش باز اگر اين‌طور نبود ، اين همه فِرَق از كجا پيدا شد ؟ معلوم است كه بدعت در دين خاتم هم امكان پذير است ؛ چنان كه ما كه شيعه هستيم و به وجود مقدس حضرت حجة بن الحسن اعتقاد داريم ، مىگوييم ايشان كه مىآيند يَأْتى بِدينٍ جَديدٍ . تفسيرش اين است كه آنقدر تغييرات و اضافات در اسلام پيدا شده كه وقتى او مىآيد و حقيقت دين جدّش را مىگويد ، به نظر مردم مىرسد كه اين دين غير از دينى است كه داشته‌اند و حال اينكه اسلام حقيقى همان است كه آن حضرت مىآورد . در اخبار و روايات آمده است كه وقتى ايشان مىآيد خانه‌هايى و مساجدى را خراب مىكند ، كارهايى مىكند كه مردم فكر مىكنند دين جديدى آمده است . خاتميت از نظر اصلاح دين سابق حال آيا از اين نظر كه هر پيغمبر ، مصلح دين سابق هم هست ، از نظر احتياج به مصلح - نه از نظر استعداد بشر براى دريافت كامل حقايق لازم از طريق وحى - مسئلهء خاتميت چگونه توجيه مىشود ؟ اينجا باز دو مطلب است . يك مطلب اين است كه در اينكه احتياج به مصلح و اصلاح هميشه هست و در دين خاتم هم هست ، بحثى نيست . خود امر به معروف و نهى از منكر اصلاح است . ائمه فرموده‌اند : وَ انَّ لَنا فِى كُلِّ خَلَفٍ عُدولًا يَنْفونَ عَنّا تَحْريفَ الْغالينَ وَ انْتِحالَ الْمُبْطِلين در هر زمانى ، در هر عصرى افرادى هستند كه تحريف غلوكنندگان و نسبتهاى دروغ مردمى را كه