مرتضى مطهرى
236
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خاتميت از نظر آوردن معارف الهى اين مطلب را ما از جنبههاى مختلف بايد بررسى كنيم . اولًا احتياج به پيغمبر جديد تنها از نظر قانونگذارى نيست . پيغمبر در درجهء اول معارف الهى مىآورد ، يعنى حقايقى كه معرّف عوالم غيب است : خداشناسى ، صفات الوهى ، معادشناسى و آنچه كه مربوط به سير انسان به جهان ديگر است . هر پيغمبرى گذشته از مقررات و قوانينى كه براى بشر آورده است ، يك سلسله معارف هم براى بشر آورده است . اگر مسئلهء خاتميت را از جنبهء آن معارف در نظر بگيريم ، به اين صورت است : هركدام از پيغمبران به اصطلاح يك حدى دارند ، يك مقامى دارند ، معارف الهى را متناسب با درجهء سير و سلوك خودشان يعنى تا حد عروج خودشان بيان مىكنند . به عبارت ديگر هر پيغمبرى ، از معارف الهى آن مقدار كه توانسته است كشف كند و به اصطلاح عرفا در حدى كه مكاشفهاش رسيده است بيان مىكند . بيشتر نمىتواند بيان كند ، قادر نيست . ناچار بعد از او اگر مكاشف ديگرى يك قدم از او جلوتر رفته باشد ، قهراً او مأموريت دارد كه معارف و حقايق را براى مردم شرح بدهد . مكاشفهء معارف ممكن است ناقص باشد و ممكن است يك درجه كاملتر باشد . ولى يك حدى از مكاشفه است كه آخرين حد آن است و به اصطلاح مىگويند ختام ؛ يعنى انسانى ، از معارف الهى آنچه را كه براى بشر مقدور است و امكان دارد كه دريابد ، دريابد ( اگر انسان كامل باشد ) به طورى كه آنچه از معارف الهى كه ممكن است كشف كند ، كشف كرده باشد . در اين صورت اين بشر ، ديگر زمينه براى هيچ پيغمبرى بعد از خودش باقى نمىگذارد ؛ يعنى آخرين حد معارف همان است كه او بيان كرده است . ديگر ماوراى آن ، معارفى از معارف الهى وجود ندارد كه ديگرى بعد از او بيايد و بيان كند . به اصطلاح ، او به لوح محفوظ الهى اتصال كامل پيدا كرده است . حالا كسى كه بعد از او مىآيد ، يا به درجهء او رسيده است يا نه . اگر به درجهء او نرسيده است كه كمتر از او كشف كرده است ، پس آنچه كه او گفته است كاملتر است . و اگر به درجهء او رسيده باشد و حتى فرضاً از او هم بالاتر باشد ، ديگر چيزى نيست كه ماوراى آن را كشف كند . آخرش هم وقتى برسد و برگردد ، همان حرف او را مىزند . مثل اين است كه شما مىخواهيد ببينيد در كرهء ماه چه خبر است . اول يك موشك مىرود عكسبردارىهايى مىكند و خبرهايى مىدهد ، اطلاعاتى به دست