مرتضى مطهرى

215

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

وقتى انسان گفتار برخى از كسانى را كه در فلسفه‌هاى حقوق مطالعه مىكردند ، مطالعه مىكند مىبيند در آنها يك افكار پرت و پلايى كه ضد و نقيض است وجود دارد . بعضىها بودند كه راجع به حق سلطان و پادشاه عقيده‌شان اين بود كه فقط او بر مردم حق دارد ولى مردم بر او حق ندارند . در ميان فلاسفهء جديد اروپا اين فكر ، زياد طرفدار داشت . در ايران قديم هم همين حرف بوده است . اميرالمؤمنين مىفرمايد اين حرف درست نيست . حاكم و رعيت مشمول اين قانون كلى هستند كه حقوق ، متقابل است . حقى كه حاكم بر رعيت دارد اين است كه صلاح آنها را در نظر بگيرد ، در راه مصالح آنان كوشش كند . بعد يك عبارت عجيبى دارد ، مىفرمايد : استقامت پيدا نمىكند امر حاكم مگر به استقامت رعيت ، و استقامت پيدا نمىكند امر رعيت مگر به استقامت حاكم . پس اين مطلب راجع به اجتماع و افراد درست نيست كه از يك طرف حق است و از طرف ديگر تكليف . خير ، اين‌جور نيست . هرجا در دنيا حق باشد ، تكليف هم وجود دارد . حقوق فرد و اجتماع وعده داديم امشب نظر اسلام را در باب حقوق فرد و اجتماع عرض كنيم ، ببينيم از نظر اسلام آيا فرد ذى حق است يا اجتماع ، يا هردو ذى حق هستند ؟ از نظر اسلام هر دو ذى حق هستند ، هم فرد ذى حق است هم اجتماع . چرا ؟ ديشب عرض شد اصالت فردىها مىگويند اجتماع امر اعتبارى است ، فرد اصالت دارد و اصالت اجتماعىها مىگويند اجتماع اصالت دارد ، فرد اعتبارى است . هر دو نادرست است ، هم فرد اصالت دارد و هم اجتماع . چرا ؟ ما ديشب حرف اصالت فردىها را كه مىگويند اجتماع امرى اعتبارى است ، اين‌طور تعبير كرديم كه اجتماع وجود ندارد « 1 » . يعنى چه ؟ ! افراد وجود ندارند ؟ ! آنها وجود دارند كه راه مىروند ، غذا مىخورند ، حرف مىزنند . مىگويند اجتماع همان افراد است ، چيزى نيست . ما در مورد يك عده افراد كه در يك جا جمع شده‌اند اسمى براى مجموع مىگذاريم و الّا هيچ وقت مجموع وجود ندارد . پس اجتماع امرى اعتبارى است .

--> ( 1 ) [ گويا قبل از اين جلسه ، جلسهء ديگرى بوده است كه متن سخنان استاد شهيد در آن جلسه در دست نيست . ]