مرتضى مطهرى

206

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

حد دنبال مساوات برود . بنابراين اگر ما عدالت را به معناى مساوات بگيريم و مساوات را به معناى برابر كردن افراد در پاداشها و نعمتها ، اولًا شدنى نيست . ثانياً ظلم و تجاوز است و عدالت نيست . ثالثاً اجتماع خراب كن است ، چرا كه در طبيعت ميان افراد تفاوت است . پاسخ به يك شبهه حال ممكن است شما سؤال ديگرى بكنيد بگوييد چرا در خلقت ، افراد متساوى آفريده نشده‌اند ؟ چرا خدا در اصل ، اين عدالت را - العياذ باللَّه - عمل نكرد كه همهء مردم را از هر جهت متساوى آفريده باشد ؟ شكلها همه متساوى ، اندامها متساوى ، رنگها متساوى ، استعدادها متساوى ، ذوقها متساوى ، درست مثل اجناس فابريك ، مانند لوله‌هاى لامپا كه از كارخانه بيرون مىآيند و تمامشان مثل يكديگرند . كمال از اختلاف پيدا مىشود . اين اختلاف سطح‌هاى مختلف است كه حركتها را به وجود آورده است . اصلًا اگر من و شما همه همشكل بوديم ، همفكر بوديم ، هم استعداد بوديم ، هم ذوق بوديم ، من دنبال همان كارى مىرفتم كه شما رفته‌ايد و شما دنبال همان كارى مىرفتيد كه من رفته‌ام ، هيكل و قيافهء من همان بود كه شما داريد و هيكل و قيافهء شما همان بود كه من دارم ، هرچه من دارم شما داشتيد و هرچه شما داريد من داشتم ، من اينجا چكار مىكردم و شما اينجا چكار مىكرديد ؟ اصلًا چرا شما رفتيد دنبال تجارت و من رفتم دنبال تحصيل علم ؟ هردو از يك راه مىرفتيم . از اختلاف و تفاوت است . اين اختلاف و تفاوت ، نقص و كمال نيست . نمىشود گفت يكى ناقصتر است و ديگرى كاملتر . هركس در راه خودش كامل است ولى همه ناقصند . اجتماع كامل است ، مجموع كامل است . گفت : ابروى كج ار راست بُدى كج بودى . بينى بايد باشد ، ابرو هم بايد باشد . بينى بايد راست باشد ، ابرو بايد كج باشد . بينى اگر مثل ابرو كج بود ، بد بود . ابرو هم اگر مثل بينى راست بود ، بد بود . ابرو همان كجش مطلوب است ، بينى همان راستش مطلوب است . جهان چون چشم و خال و خطّ و ابروست * كه هرچيزى به جاى خويش نيكوست در اثر اختلاف سطحهاست كه حركت پيدا مىشود . تا كسى چيزى را نداند و ديگرى آن چيز را فاقد نباشد ، اصلًا تعليم و تعلم صورت نمىگيرد . همينهاست كه