مرتضى مطهرى

204

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نمىتوانيم آنها را برابر كنيم ، براى اينكه همهء موجبات سعادت ثروت و مركب و غذا و اين نوع چيزها نيست . اينها قسمتى از موجبات سعادت است . ارسطو مىگويد : موجبات سعادت نُه چيز است ( با اينكه از نه چيز بيشتر است ) . سه چيز از موجبات سعادت در بدن است ، سه چيز در روح انسان است و سه چيز در خارج از بدن و روح يعنى خارج از وجود انسان است . آن سه چيز كه در بدن انسان است يكى سلامت است ، ديگرى قدرت و نيرومندى و سوم جمال و زيبايى بالاخص براى زن . آن سه چيز از موجبات سعادت كه در روح انسان است يكى عدالت است ، ديگرى حكمت و دانش است - كه آدم دانا و نادان در يك سطح از سعادت نيستند - و سوم شجاعت است . شجاعتى كه آنها مىگويند به معناى زور بازو نيست ، بلكه به معنى قوّت قلب است . اما سه چيزى كه در خارج از وجود انسان است كه نه در بدن است و نه در روح ، يكى مال و ثروت است ، ديگر پست و مقام است - كه انسان يك مقامى در اجتماع داشته باشد - و سوم از نظر قبيله و فاميل است ، كه ارزش اين موجبات سعادت همه به يك صورت نيست . پس اگر بخواهيم عدالت را يعنى موجبات سعادت را بالسويه بين مردم تقسيم كنيم ، در بعضى موارد امكان پذير نيست . مثلًا مال و ثروت و آن چيزهايى را كه از مال و ثروت به دست مىآيد ، مىتوان به‌طور مساوى تقسيم كرد اما همه كه اينها نيست . به عنوان مثال آيا پستها را مىتوان بالسويه تقسيم كرد ؟ در يك كشور ولو سوسياليستى مثل اتحاد جماهير شوروى يا چين ، مقامهاى مختلفى است . بالاخره يك نفر مائوتسه تونگ يا چوئن لاى خواهد بود ، يك نفر است كه از نعمت شهرت جهانى بهره‌مند است . تمام مردم كه نمىتوانند على السويه داراى مقامهاى مساوى باشند . يا اينكه احترام را نمىشود على السويه تقسيم كرد ، محبوبيت را نمىشود بالسويه قسمت نمود . فرزند داشتن را آيا مىشود تقسيم كرد ؟ نه . اين ايراد را مىتوان به گونه‌اى رد كرد و آن اينكه بگوييم مساوات را لااقل در امورى كه در اختيار بشر است برقرار مىكنيم ؛ يعنى در مسائل اقتصادى و در هر چيز كه مربوط به جنبه‌هاى اقتصادى است ، مساوات باشد . باز جوابش اين است كه اين خودش عين بىعدالتى است . آيا در خلقت ، همهء افراد از لحاظ استعداد و امكانات ، مساوى آفريده شده‌اند ؟ داراى استعداد فكرى و مغزى مشابه هستند ؟ آيا همه ، استعداد هنرىشان مثل يكديگر است ؟ چه رسد به استعداد فكرى و مغزى در