مرتضى مطهرى
199
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اجازه نمىتوانستيم حرف بزنيم و . . . بعد گفت : معاويه ! من مىخواهم منظرهاى را كه به چشم خودم ديدم برايت بگويم . در يكى از شبها على را در محراب عبادت ديدم . ديدم مستغرق خداى خودش است و محاسنش را به دست مبارك گرفته ، مىگويد : آه آه از اين دنيا و آتشهاى آن . مىگفت : يا دُنيا ! غُرّى غَيْرى . . آنچنان عدى على را وصف كرد كه دل سنگ معاويه تحت تأثير قرار گرفت ، به طورى كه با آستينش اشكهاى صورتش را پاك مىكرد . آنگاه گفت : دنيا عقيم است كه مانند على بزايد . وَ مَناقِبُ شَهِدَ الْعَدُوُّ بِفَضْلِها * وَ الْفَضْلُ ما شَهِدَتْ بِهِ الْاعْداءُ على مردى است كه دشمنانش دربارهء فضل و فضيلت او گواهى مىدادند .