مرتضى مطهرى

181

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

قريه نسبت به ده خودشان تعصب دارند ، مردم دو شهر نسبت به شهرهاى خودشان تعصب دارند ، مردم دو كشور هم نسبت به كشور خودشان تعصب دارند . اين خاصيت بشر است و اين را نمىشود به كلى از بشر گرفت مگر در مورد افراد معدودى . بعضى از ملل ، اين تعصبات چشم آنها را كور مىكند ، يعنى آنقدر تعصب دارند كه وقتى در مقابل حقيقت قرار مىگيرند به آن پشت مىكنند . ولى بعضى ديگر از ملل در عين حال ، تعصبْ آنها را كور و كر نمىكند . اين ، فخر ملت ايران است كه تعصب او را كور و كر نكرد . نگفت چون قرآن از ميان ملت ما بر نخاسته است ، هرچه هم خوب باشد آن را نمىخواهيم ، بلكه گفت خوب را بايد گرفت . اگر از ميان ملت خودش هم چيزى برخاسته بود كه آن را حقيقت نمىدانست ، با آن مبارزه كرد ، چنان كه با مانويت مبارزه كرد ، با بابك خرّمدين مبارزه كرد ، افشين را كه يك سردار ايرانى است كشت . پس ملت ايران رشد خودش را در اين جهت كه اگر حقيقتى را ببيند ولو از خارج باشد آن را مىپذيرد ، ثابت كرده است ( همان‌طور كه اسلام را پذيرفت ) و اگر باطلى را ببيند ولو از ميان ملت خودش باشد زير بارش نمىرود . اين ، نشانهء رشد اين ملت است . غرضم حرف ادوارد براون راجع به قرآن بود . على بن ابيطالب از آن شخصيتهايى است كه مخصوص به زمان معينى نيست ، مربوط به تمام زمانهاست . على شخصيتى دارد ، حالتى دارد ، جنبه‌اى دارد ، كلامى دارد كه هرچه زمان بگذرد نمىتواند آن را كهنه كند . پس معلوم مىشود شخصيتها بر دو گونه‌اند : شخصيتهاى ابدى پابرجا و شخصيتهاى متغير و مرد روز . سخن جبران خليل جبران دربارهء على عليه السلام جبران خليل جبران يك عرب مسيحى و اهل لبنان است . در دوازده سالگى به آمريكا رفته است . به دو زبان عربى و انگليسى كتابهايى نوشته كه شاهكار است . اين مرد با اينكه مسيحى است ، جزء شيفتگان مولاى متقيان است . من در آثارش ديده‌ام كه او به هر تناسبى كه باشد ، وقتى مىخواهد از شخصيتهاى بزرگ دنيا نام ببرد ، نام عيساى مسيح و على بن ابيطالب را مىبرد . از جمله سخنان او دربارهء حضرت امير اين است كه : من از اين راز دنيا سر در نمىآورم كه چرا بعضى از افراد ، از زمان خودشان اينقدر جلو هستند ! مىگويد : به عقيدهء من على بن ابيطالب مال آن زمان نبود ، به اين معنى كه آن زمان مال على بن ابيطالب نبود ؛ يعنى آن زمان ارزش