مرتضى مطهرى

162

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

وقتى ما وارد سنت پيغمبر مىشويم ، مىبينيم پيغمبر يك سلسله آداب و سنن را در زمان خودش بيان كرده است كه در فقه به نام « سَبق و رِمايه » آورده شده است . در اسلام سبق و رمايه مستحب است . سبق مسابقهء اسبدوانى است و رمايه تيراندازى كردن است . اسلام هر نوع برد و باختى را تحريم كرده است ، مگر برد و باخت‌هايى كه در زمينهء مسابقهء اسبدوانى و يا مسابقهء تيراندازى باشد . اين از مسلّمات فقه ماست كه يك چنين سنن و آدابى در دين هست . حالا اينجا يك وقت هست ما جمود به خرج مىدهيم ، مىگوييم أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ يك دستور است ، و دستور سبق و رمايه دستور ديگرى است ؛ يعنى اگر پيغمبر توصيه كرده است كه سبق و رمايه را ياد بگيريد و به فرزندان خودتان هم بياموزيد ، اين يك علاقه‌اى است كه پيغمبر به اسب و اسبدوانى و تيراندازى و كمان داشته است ، پس اين دستور در تمام زمانها بايد به همين شكل در ميان ما باقى بماند ! اين‌طور نيست . سبق و رمايه فرزند أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ است . اسلام مىگويد شما در تمام زمانها بايد حداكثر نيرومندى را داشته باشيد . اسبدوانى و تيراندازى از نظر اسلام اصالت ندارد ، بلكه شكل اجرايىِ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ است . دستور ، آن است ؛ اين ، شكل اجرايى آن است و به عبارت ديگر جامه‌اى است كه بر بدن آن دوخته شده است . يعنى اسلام براى سبق و رمايه اصالت قائل نيست ، براى نيرومند شدن اصالت قائل است . نه اينكه بخواهيم بگوييم اين دستور چون گفتهء پيغمبر است اصالت ندارد ! خير ، تفكيكى ميان دستور خدا و دستور پيغمبر نيست . مسئله اين است كه اسلام در مورد چه دستورى ، اجراى خود آن دستور را خواسته است و چه دستورى را اجرا كنندهء يك دستور ديگر دانسته است . اين همان حساب تفقّه در دين است كه انسان مقصود را دريابد . مثال ديگر در نهج البلاغه است : شخصى آمد به على عليه السلام اعتراض كرد كه چرا شما محاسنتان را رنگ نمىزنيد ؟ مگر پيغمبر دستور نداد كه غَيِّرُوا الشَّيْبَ موى سفيد را رنگ كنيد ؟ فرمود : چرا . عرض كرد : شما چرا اين كار را نمىكنيد ؟ فرمود : اين دستور ، خودش اصالت ندارد . اين دستور براى منظورى بوده كه در آن زمان بود ولى حالا ديگر نيست . آن منظور اين بود : در آن زمان عدد مسلمين كم بود . در ميان سربازان