مرتضى مطهرى
140
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
هر زمان دو قسم است : ممكن است ناشى از يك ترقى و پيشرفت باشد و ممكن است ناشى از يك انحراف باشد . در همهء زمانها اين دو امكان براى بشر وجود دارد و به عبارت ديگر هيچ چيزى را به دليل نو بودن نمىشود پذيرفت ، كما اينكه هيچ چيزى را صرفاً به دليل قدمت نه مىشود پذيرفت و نه مىشود رد كرد . نه نو بودن دليل خوبى يا بدى است و نه قدمت دليل خوبى يا بدى است . مقياس خوبى و بدى ، نو بودن و قديمى بودن نيست . اى بسا يك چيز قديمى خوب باشد و بايد آن را گرفت واى بسا چيزى كه نو است ، بد باشد و بايد آن را رد كرد . تفسير ديگر از مقتضيات زمان ، سليقه و ذوق و پسند مردم زمان است . مردم اين زمان فلان چيز را مىپسندند و فلان چيز ديگر را نمىپسندند . آيا اينكه انسان بايد با مقتضيات زمان هماهنگى كند يعنى بايد با پسند و سليقهء مردم زمان هماهنگى كند ؟ خير ، اين هم درست نيست . بسيار امكان دارد كه سليقهء مردم بد باشد . چقدر اتفاق افتاده است كه در جامعهاى اكثريت مردم داراى سليقهء كج و معوجى بودهاند . دربارهء اين هم بحث شد . ولى يك تفسير ديگر از مقتضيات زمان هست كه بايد روى آن فكر كرد و به آن معنى ، مقتضيات زمان را بايد پذيرفت و آن به معناى حاجتهاى زمان است . انسان براى رسيدن به هدفهاى واقعى كه در هر زمان بايد داشته باشد ، احتياج دارد به امورى كه آن امور احتياجات دوم بشر است ؛ يعنى يك سلسله احتياجات ثابت دارد و از اين احتياجات ، احتياجات ديگرى برمىخيزد . انسان براى آن احتياجات ثابت خود ، دنبال وسيله مىگردد . اين وسيلهها هميشه در تغيير و غالباً رو به تكامل است . تغييراتى كه اجتماع بشر از اين نظر پيدا مىكند ، تقاضاى زمان ( به معنى حاجتهاى زمان ) را تغيير مىدهد . فرض كنيد انسان احتياج دارد كه در زمستان خودش را گرم كند . تا وقتى كه اين فصول چهارگانه در دنيا هست ، اين احتياج هست . ولى امورى كه انسان براى رفع اين حاجت استخدام مىكند ، فرق مىكند . يك وقت ذغال نقش اول را دارد ، يعنى يگانه وسيلهاى كه بشر با آن خودش را گرم مىكند ذغال است . آنوقت ذغال خيلى قيمت پيدا مىكند . كار به جايى مىرسد كه شعرهاى معروف نسيم شمال مىگويد : آقا ذغال ، ميرزا ذغال ، شازده ذغال . ولى آيا ذغال براى بشر اصالتى دارد و جزء حاجتهاى اوليهء بشر است ؟ نه ، ذغال وسيلهاى است براى گرم كردن بشر . يك مرتبه در اثر تغييرات و اكتشافاتى كه مىشود نفت پيدا