مرتضى مطهرى
126
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خودمان را حفظ مىكنيم كه بعد از پيغمبر على بايد زمامدار مىشد و اگر على زمامدار مىشد اين وضعى كه دنياى اسلام پيدا كرده ، پيدا نمىشد . اما اين فقط يك بحث نظرى است راجع به گذشته . در باب قضاوت هم على عليه السلام بعد از پيغمبر قاضى بود ولى خلفا فقط زمامدارى را گرفتند و در موضوع قضاوت دخالت نكردند چون كار مشكلى بود . كار قضاوت علم مىخواهد . لهذا در زمان ابوبكر و بالاخص در زمان عمر موضوعات قضايى كه پيش مىآمد دنبال حضرت امير مىفرستاد و قضيه را خدمت حضرت طرح مىكرد ، بعد مىگفت على در ميان شما قضاوت كند ، و حضرت قضاوت مىكرد . و بعد هم مملكت توسعه پيدا كرد و ديگر اين كار ، كار يك قاضى و دو قاضى نبود و در هر شهرستانى احتياج به قاضى داشتند . آنوقت مقام خلافت از مقام قضاوت عملًا تفكيك شد . خليفهء وقت فقط كار خلافت را مىكرد و كار قضاوت در مركز خلافت با يك نفر ديگر بود و در غير مركز خلافت هركسى را كه براى قضاوت مىفرستادند ، مىبايست عادل باشد . بعدها مقام قضاوت خيلى اهميت پيدا كرد و آن كسى كه در تاريخ اسلام اول بار منصب قاضى القضاتى پيدا كرد ابويوسف شاگرد ابوحنيفه بود . آن شب عرض كردم كه ابوحنيفه خودش با بنى العباس كنار نيامد و مبرّزترين شاگردانش كه ابويوسف باشد ، كنار آمد . چون مىبايست قاضيهاى زيادى به اطراف فرستاده شود ، احتياج پيدا شد كه يك نفر قاضى القضاة باشد - كه تقريباً كار وزارت دادگسترى را داشت - و ابويوسف اولين شخص منصوب به اين مقام بود . و باز اولين كسى كه لباس قاضى را از لباس ديگران جدا كرد ، همين ابويوسف بود . تا زمان ابويوسف همه يك جور لباس مىپوشيدند . براى اينكه امتيازى براى قضات معين بشود ، براى آنها لباس معينى انتخاب كردند . من نمىدانم آيا در دورههاى قبل از اسلام هم اين سنت بوده است كه قاضيها لباس عليحده داشته باشند يا اول بار در زمان هارون الرشيد اين كار شد . از آن زمان لباس روحانيت از لباس غير روحانى جدا شد . . در بحثى كه ديشب راجع به مشروطيت عرض كرديم ، كمبودى بود كه مىبايست آن را تكميل مىكردم . در اين بحث ، دو موضوع بايد حل بشود : يكى مسئلهء وضع قانون كه آيا غير از خدا كس ديگرى حق وضع قانون دارد يا نه ؟ كه