مرتضى مطهرى

113

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

را بر ايران تحميل كند ( كما اينكه همين كار را كرد ) و آن كه مخالف بود نفوذى داشت و مىخواست جلو نفوذ رقيب را بگيرد . بنابراين اگر كسانى با مشروطيت مخالف بودند از اين نظر بود كه دستهاى خارجى را مىديدند و مىدانستند و پيش بينى مىكردند كه منظور ، مشروطيت واقعى نيست بلكه يك سياست خارجى ديگرى در كار است . يا اگر كسى مخالف استبداد بود ، از آن جهت بود كه آن سياستهايى را كه طرفدار استبداد بودند مىشناخت و ضررهاى سياست آنها را مىدانست « 1 » . موافقان و مخالفان مشروطيت مرد بزرگى مثل مرحوم آخوند خراسانى سخت حامى مشروطيت بود و واقعاً اين مقدار كه بنده تحقيق كرده‌ام مرحوم آخوند خراسانى يكى از بزرگان علماى شيعه بوده است و مىشود گفت در دنياى شيعه مدرّسى به خوبى مرحوم آخوند نيامده است . حوزهء درس هزار و دويست نفرى داشته است و شايد سيصد نفر مجتهد مسلّم پاى درس اين مرد مىنشسته‌اند و ايشان فوق العاده مرد باايمان و باتقوايى بوده است . در اينكه اين مرد منتهاى حسن نيت را داشته است شكى نيست . حالا اگر كسى گفت من با مشروطيت مخالفم ، معنايش اين نيست كه - العياذ باللَّه - مرحوم آخوند را تخطئه مىكند . از آن طرف ، در رأس مخالفين يك فقيه بسيار بزرگى بوده مثل مرحوم آقا سيد كاظم يزدى كه در فقاهت كم نظير بوده است . اگر كسى با استبداد مخالف و طرفدار مشروطيت باشد ، معنايش اين نيست كه مرحوم يزدى را تخطئه مىكند . شايد مرحوم يزدى كه مخالف با مشروطيت بود مىدانست كه دستهاى خارجى دخالت دارد و بعد همچنين و چنان مىشود . بنابراين بحث تصويب يا تخطئهء علماى بزرگ نيست ، چون موضوع يك جهت ندارد . اگر موضوع مشروطيت و استبداد يك مسئلهء علمى بود ، يك حرفى بود . مسأله‌اى بوده كه عوامل زيادى در آن دخالت داشته است . ما از اينكه كدام دست سياست چه دخالتى داشته است صرف نظر مىكنيم و با مخالف و موافق كارى نداريم . قرائن هم نشان مىدهد كسانى كه مخالف با مشروطيت بودند مىگفتند اين مشروطيت كه مىخواهد بيايد غير از آن مشروطيتى است كه دارند صحبتش را مىكنند ، مشروطهء مشروعه به اصطلاح

--> ( 1 ) روسها طرفدار استبداد بودند و انگليسها طرفدار مشروطيت .