مرتضى مطهرى

108

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

حقه باز زيرك هم استفاده كردند . هر دروغى كه مىخواستند جعل كنند ، جعل كردند و در اختيار آنها قرار دادند . يك چيزهايى يهوديها و مغرضين جعل كردند و به اينها دادند و اين خوش باورها هيچ نگفتند . مثلًا حديثى نقل كرده‌اند به نام حديث « سلسلة الحمار » كه روزى پيغمبر اكرم آمد و به الاغى برخورد كرد . . . تا آخر . اينها واقعاً اسباب ننگ است و اگر مجتهدين نبودند ، امروز [ اين جريان ] اسباب زحمت براى مسلمين بود . برخورد اخباريان با قرآن رسيديم به قرآن . حالا قرآن را چگونه از بين ببرند براى اينكه به اخبار حجّيت بدهند ؟ قرآن را كه نمىتوانستند بگويند كتاب خدا نيست . گفتند قرآن مقامش بالاتر از اين است كه افراد عادى بشر آن را بفهمند . قرآن را فقط ائمه حق دارند بفهمند و بس . قرآن نازل شده است براى آنكه آنها بفهمند . ما بايد ببينيم در اخبار ائمه چه آمده . به اصطلاح مجتهدين ، گفتند ظواهر قرآن حجت نيست . مثلًا اگر قرآن مىگويد : إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ « 1 » و ما معنى آن را اين مىدانيم كه شراب و قمار حرام است ، مىگويند نه ، تو بايد به اخبار مراجعه كنى ببينى كه آيا در اخبار آمده است كه شراب و قمار حرام است يا نه ؟ مىگويند اساساً مخاطب قرآن ، ما نيستيم . به اين ترتيب براى مردم قرآن را هم از اعتبار و حجّيت انداختند تا اين‌طور فكر كنند كه تنها مرجعى كه بايد به آن رجوع كرد اخبار و روايات است و اجتهاد ديگر معنى ندارد ، چون اجتهاد يعنى انسان اعمال فكر و اعمال نظر كند . معناى اجتهادِ يك اصل اين است كه ببينيم قرآن چه گفته است ، احاديث كدامش صحيح و كدامش ضعيف است ، عقل را به كار برده ببينيم چه تشخيص مىدهد ، ببينيم علماى شيعه اجماعى دارند يا نه ؟ گفتند همهء اين حرفها را بريزيد دور . آنوقت در اخبار چيزهايى هست كه احياناً خود قرآن را از اعتبار مىاندازد . مثلًا فلان كس آمده گفته است كه سورهء حمد اين‌جور نيست كه شما مىخوانيد ، جور ديگرى است . شما مىخوانيد : صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ . مىگفتند در

--> ( 1 ) مائده / 90