مرتضى مطهرى
106
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بعضى هم سندشان ضعيف است . مثلًا چندى پيش بود كه داشتم مسائل مربوط به ربا را مطالعه مىكردم ، ديدم روايتى است كه در آن مردى به نام على بن الحديد مىگويد : سلسبيل - كه نام زنى است - از من چنين پولى خواسته و من مىخواهم اين پول را به او بدهم و از او به فلان حيله ربح بگيرم ، اين درست است يا نه ؟ اتفاقاً كتاب تهذيب را مىخواندم ، به روايت ديگرى رسيدم . ديدم نام اين شخص را آورده است . شيخ طوسى در آنجا مىگويد : مُضَعَّفٌ جِدّاً . حالا چون شيخ كلينى در كافى اين روايت را نقل كرده است ، بايد بگوييم درست است ؟ نه . پس قابل قبول نيست . مثلًا افرادى كه اغراض بخصوص داشتهاند ، اين را جعل و وضع كردهاند كه در زمان حضرت صادق سقف حرم پيغمبر را تعمير مىكردند . كسى مىگويد ما چند نفر بوديم و با هم بحث مىكرديم : حالا كه سقف را برداشتهاند ، آيا جايز است از بالا قبر پيغمبر را مشاهده بكنيم يا نه ؟ يكى گفت جايز است ، ديگرى گفت جايز نيست . چرا جايز نيست ؟ گفت : شايد پيغمبر با يكى از زنهايش خلوت كرده باشد و ما او را با زنش ببينيم ! ببينيد ، اين حرفى است كه اصلًا آيا ممكن است يك مسلمان عادى بگويد كه پيغمبر مثلًا زنده شده و دارد در آنجا با زنش عشقبازى مىكند ؟ ! آيا بگوييم چون در كتاب كافى است ، درست است ؟ اينها مىگويند هرچه كافى نوشته باشد صحيح است . مجتهدين مىگويند نه ، مثل اين اشخاص هزارها آدم جعّال وضّاع كذّاب بودهاند . مردى است به نام ابى الخطاب . اين مرد ، ملحد و ضد اسلام بود . طشت رسوايىاش بالاخره از بام افتاد . وقتى مىخواستند اعدامش كنند گفت : وَ لَقَدْ وَضَعْتُ فى اخبارِكُمْ ارْبَعَةَ آلافِ حَديثٍ من چهار هزار حديث در اخبار شما قاطى كردم . مجتهدين مىگويند وقتى يك چنين جريانهايى در تاريخ وجود داشته است چطور ما مىتوانيم بگوييم هرچه حديث نقل شده است ، درست است . مردى است به نام يونس بن عبد الرحمن كه از بزرگان است . مىگويد من كوشش مىكردم كه هميشه روايتهاى معتبر را بنويسم و نقل بكنم . همه را نوشتم و به صورت كتابى درآوردم . يك وقتى خدمت حضرت رضا عليه السلام رسيدم و كتاب روايتم را به حضرت عرضه كردم و گفتم كه تمام روايتها را از پدران شما نوشتهام . ديدم حضرت بسيارى از آنها را خط زد و گفت اينها دروغ است .