مرتضى مطهرى
59
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
رُفِعَ عَنْ امَّتى تِسْعَةٌ : ما لايَعْلَمونَ وَ ما لايُطيقونَ وَ مااسْتُكْرِهُوا عَلَيْهِ وَ مَااضْطُرُّوا الَيْهِ وَالْخَطَأُ وَالنِّسْيانُ وَالطّيرَةُ وَالْحَسَدُ وَ الْوَسْوَسَةُ فِى التَّفَكُّرِ فِى الْخَلْقِ « 1 » . نُه چيز از امت من برداشته شده است : آنچه نمىدانند ، آنچه طاقت ندارند ، آنچه بر آن مجبور شدهاند ، آنچه بدان اضطرار پيدا كردهاند ، اشتباه ، فراموشى ، فال بد ، احساس حسادت ( مادامى كه به مرحله عمل نرسيده است ، و يا محسود واقع شدن ) و وساوس شيطانى در امر خلقت . اصوليون درباره اين حديث و هريك از جمله هايش بحثها و سخنان فراوان دارند و البته محل شاهد براى اصل برائت همان جمله اول است كه فرمود : آنچه امت من نمىدانند و به آنها ابلاغ نشده از آنها برداشته شده است و ذمّه آنها برى است . اصول چهارگانه اختصاص به مجتهدين براى فهم احكام شرعى ندارد ، در موضوعات هم جارى است ، مقلدين هم مىتوانند در عمل هنگام شك در موضوعات از آنها استفاده كنند . فرض كنيد كودكى در حال شيرخوارگى چند نوبت از پستان زنى ديگر شير مىخورد و بعد اين كودك بزرگ مىشود و مىخواهد با يكى از فرزندان آن زن ازدواج كند ، اما نمىدانيم كه آيا آن قدر شير خورده كه فرزند رضاعى آن زن و شوهرش محسوب شود يا نه ؟ يعنى شك داريم كه آيا 15 نوبت متوالى يا يك شبانه روز متوالى يا آنقدر كه از آن شير در بدن كودك گوشت روييده باشد شير خورده است يا نه . اينجا جاى اصل استصحاب است ، زيرا قبل از آنكه كودك شير بخورد فرزند رضاعى نبود و شك داريم كه اين فرزندى محقق شده يا نه ، استصحاب مىكنيم عدم تحقق رضاع را . اگر وضو داشتيم و چرت زديم و شك كرديم كه واقعاً خوابمان برد يا نه ، استصحاب مىكنيم وضو داشتن را . اگر دست ما پاك بود و شك كرديم كه نجس شده يا نه ، استصحاب مىكنيم طهارت آن را . و اما اگر نجس بود و شك كرديم كه
--> ( 1 ) خصال صفحه 417 ؛ كافى جلد 3 ، صفحه 463 با اندكى اختلاف .