مرتضى مطهرى

107

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

2 . كتاب الخُلع و المبارات . خُلع و مبارات نيز دو نوع طلاق بائن است . « خُلع » طلاقى است كه كراهت از طرف زوجه است و زوجه مبلغى به مرد مىپردازد و يا از همه و يا قسمتى از مهر خود صرف نظر مىكند كه مرد حاضر به طلاق شود ، همين كه مرد طلاق داد حق رجوع از او سلب مىشود مگر اينكه زوجه بخواهد آنچه بذل كرده پس بگيرد ، در اين صورت زوج نيز حق رجوع دارد . « مبارات » نيز نوعى طلاق بائن است مانند « خُلع » با اين تفاوت كه كراهت طرفينى است و در عين حال زوجه مبلغى بذل مىكند براى طلاق . تفاوت ديگر اين است كه مقدار مبذول در « خُلع » حد معين ندارد ولى در « مبارات » مشروط است كه بيش از مهر زوجه نباشد . 3 . كتاب الظِّهار . « ظِهار » در جاهليت نوعى طلاق بوده است به اين ترتيب كه زوج به زوجه مىگفت : « انْتِ عَلَىَّ كَظَهْرِ امّى » يعنى تو نسبت به من مانند پشت مادرم هستى . و همين كافى بود كه زوجه مطلقه شناخته شود . اسلام آن را تغيير داد . از نظر اسلام « ظهار » طلاق نيست ولى اگر كسى چنين كارى كند بايد كفّاره بدهد و تا كفاره نداده است نزديكى با آن زن بر او حرام است . كفّاره ظهار آزاد كردن يك بنده است ؛ اگر ممكن نشد ، دوماه متوالى روزه گرفتن ، و اگر ممكن نشد شصت مسكين اطعام كردن . 4 . كتاب الايلاء . « ايلاء » يعنى سوگند خوردن ، ولى در اينجا منظور سوگند خاص است و آن اينكه مردى براى زجر همسرش سوگند ياد كند كه براى هميشه و يا مدت معين ( بيش از چهارماه ) با او نزديكى نخواهد كرد . اگر زن شكايت كند حاكم شرعى او را مجبور مىكند به يكى از دو كار : نقض سوگند يا طلاق زوجه . اگر مرد سوگند خود را نقض كند البته بايد كفّاره سوگند خود را بپردازد . نقض سوگند همه جا حرام است ولى در اينجا واجب است . 5 . كتاب اللِّعان . « لِعان » نيز مربوط است به روابط خانوادگى زن و شوهر . لعان به اصطلاح نوعى مباهله يعنى نوعى نفرين طرفينى است و اين در صورتى است كه مردى همسر خود را متهم به فحشاء نمايد و يا فرزندى را كه آن زن در خانه او آورده از خود نفى كند و بگويد فرزند من نيست . البته نفى ولد مستلزم متهم ساختن به عمل فحشاء نيست زيرا ممكن است فرزندى از طريق شبهه - نه زنا - به وجود آمده باشد . اگر كسى زنى را متهم به فحشاء كند و نتواند چهار شاهد عادل اقامه كند ، بر