مرتضى مطهرى
69
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اينكه پايهء ازدواج بايد بر دوام باشد ، بسيار مطلب درستى است ولى اين ايراد وقتى وارد است كه بخواهيم ازدواج موقت را جانشين ازدواج دائم كنيم و ازدواج دائم را منسوخ نماييم . بدون شك هنگامى كه طرفين قادر به ازدواج دائم هستند و اطمينان كامل نسبت به يكديگر پيدا كردهاند و تصميم دارند براى هميشه متعلق به يكديگر باشند پيمان ازدواج دائم مىبندند . ازدواج موقت از آن جهت تشريع شده است كه ازدواج دائم به تنهايى قادر نبوده است كه در همهء شرايط و احوال رفع احتياجات بشر را بكند و انحصار به ازدواج دائم مستلزم اين بوده است كه افراد يا به رهبانيت موقت مكلف گردند و يا در ورطهء كمونسيم جنسى غرق شوند . بديهى است كه هيچ پسر يا دخترى آنجا كه برايش زمينهء يك زناشويى دائم و هميشگى فراهم است خود را با يك امر موقتى سرگرم نمىكند . 2 . ازدواج موقت از طرف زنان و دختران ايرانى - كه شيعه مذهب مىباشند - استقبال نشده است و آن را نوعى تحقير براى خود دانستهاند . پس افكار عمومى خود مردم شيعه نيز آن را طرد مىكند . جواب اين است كه اولًا منفوريت متعه در ميان زنان مولود سوء استفادههايى است كه مردان هوسران در اين زمينه كردهاند و قانون بايد جلو آنها را بگيرد و ما دربارهء اين سوء استفادهها بحث خواهيم كرد . ثانياً انتظار اينكه ازدواج موقت به اندازهء ازدواج دائم استقبال شود - در صورتى كه فلسفهء ازدواج موقت عدم آمادگى يا عدم امكان طرفين يا يك طرف براى ازدواج دائم است - انتظار بى جا و غلطى است . 3 . نكاح منقطع بر خلاف حيثيت و احترام زن است ، زيرا نوعى كرايه دادن آدم و جواز شرعى آدم فروشى است ؛ خلاف حيثيت انسانى زن است كه در مقابل وجهى كه از مردى مىگيرد وجود خود را در اختيار او قرار دهد . اين ايراد از همه عجيبتر است . اولًا ازدواج موقت با مشخصاتى كه در مقالهء پيش گفتيم ، چه ربطى به اجاره و كرايه دارد و آيا محدوديت مدت ازدواج موجب مىشود كه از صورت ازدواج خارج و شكل اجاره و كرايه به خود بگيرد ؟ آيا چون حتماً بايد مهر معين و قطعى داشته باشد كرايه و اجاره است ؟ كه اگر بدون مهر بود و مرد چيزى نثار زن نكرد ، زن حيثيت انسانى خود را باز يافته است ؟ ما در بارهء مسألهء مهر جداگانه بحث خواهيم كرد .