مرتضى مطهرى

39

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

افكار عمومى قرار گيرد . معظم له از من فرصت خواستند تا بار ديگر با متصديان تماس بگيرند . مجدداً به من تلفن كردند و موافقت آن مجله را با اين شكل اعلام داشتند . پس از اين جريان ، اين بنده نامه‌اى به آن مجله نوشت و آمادگى خود را براى دفاع از قوانين مدنى تا آن حد كه با فقه اسلام منطبق است اعلام كرد و درخواست نمود كه مقالات اينجانب و مقالات آقاى مهدوى دوش به دوش يكديگر و در برابر يكديگر در آن مجله چاپ شود . ضمناً يادآورى كرد كه اگر آن مجله با پيشنهاد من موافق است عين نامهء مرا به علامت موافقت چاپ كند . مجله موافقت كرد و عين نامه در شمارهء 87 مورخهء 7 / 8 / 45 آن مجله چاپ شد و اولين مقاله در شمارهء 88 درج گرديد . من قبلًا ضمن مطالعات خود در بارهء حقوق زن ، كتابى از مهدوى فقيد در اين موضوعات خوانده بودم و مدتها بود كه به منطق او و امثال او آشنا بودم . بعلاوه سالها بود كه حقوق زن در اسلام مورد علاقهء شديد من بود و يادداشتهاى زيادى در اين زمينه تهيه كرده و آماده بودم . مقالات مهدوى فقيد چاپ شد و اين مقالات نيز رودرروى آنها قرار گرفت . طبعاً من از موضوعى شروع كردم كه مشارٌ اليه بحث خود را شروع كرده بود . درج اين سلسله مقالات مشارٌ اليه را در مشكل سختى قرار داد ، ولى شش هفته بيشتر طول نكشيد كه با سكتهء قلبى درگذشت و براى هميشه از پاسخگويى راحت شد . در آن شش هفته اين سلسله مقالات جاى خود را باز كرد . علاقه مندان ، هم از من و هم از مجله تقاضا كردند كه اين سلسله مقالات مستقلًا ادامه يابد . با اين تقاضاها موافقت شد و تا 33 مقاله ادامه يافت . اين بود « شأن نزول » اين مقالات . اگرچه در اين 33 مقاله فقط قسمتى از آنچه در نظر بود نگارش يافت و مطالب زيادى باقى ماند ، ولى اين بنده به علت خستگى و مشاغل ديگر از تنظيم و نگارش آنها خوددارى كردم . علاقه مندان به اين مقالات از آن وقت تاكنون مكرر تقاضاى تجديد چاپ آنها را به صورت كتابى مستقل كرده‌اند و اين بنده به انتظار اينكه آنها را تكميل و يك دورهء كامل از « نظام حقوق زن در اسلام » يك جا چاپ كنم ، از