مرتضى مطهرى

33

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

بود و بدبختيهاى جديد از آن است كه عمداً يا سهواً زن بودن زن و موقع طبيعى و فطرىاش ، رسالتش ، مدارش ، تقاضاهاى غريزىاش ، استعدادهاى ويژه‌اش به فراموشى سپرده شده است . عجب اين است كه هنگامى كه از اختلافات فطرى و طبيعى زن و مرد سخن مىرود ، گروهى آن را به عنوان نقص زن و كمال مرد و بالأخره چيزى كه موجب يك سلسله برخورداريها براى مرد و يك سلسله محروميتها براى زن است تلقى مىكنند ، غافل از اينكه نقص و كمال مطرح نيست ؛ دستگاه آفرينش نخواسته يكى را كامل و ديگرى را ناقص ، يكى را برخوردار و ديگرى را محروم و مغبون بيافريند . اين گروه پس از اين تلقى منطقى و حكيمانه ! مىگويند بسيار خوب ، حالا كه در طبيعت چنين ظلمى بر زن شده و ضعيف و ناقص آفريده شده ، آيا ما هم بايد مزيد بر علت شويم و ظلمى بر ظلم بيفزاييم ؟ آيا اگر وضع طبيعى زن را به فراموشى بسپاريم انسانىتر عمل نكرده‌ايم ؟ . اتفاقاً قضيه برعكس است ؛ عدم توجه به وضع طبيعى و فطرى زن بيشتر موجب پايمال شدن حقوق او مىگردد . اگر مرد در برابر زن جبهه ببندد و بگويد تو يكى و من يكى ، كارها ، مسؤوليتها ، بهره‌ها ، پاداشها ، كيفرها همه بايد متشابه و همشكل باشد ، در كارهاى سخت و سنگين بايد با من شريك باشى ، به فراخور نيروى كارت مزد بگيرى ، توقع احترام و حمايت از من نداشته باشى ، تمام هزينهء زندگىات را خودت بر عهده بگيرى ، در هزينهء فرزندان با من شركت كنى ، در مقابل خطرها خودت از خودت دفاع كنى ، به همان اندازه كه من براى تو خرج مىكنم تو بايد براى من خرج كنى و . . . در اين وقت است كه كلاه زن سخت پس معركه است زيرا زن بالطبع نيروى كار و توليدش از مرد كمتر است و استهلاك ثروتش بيشتر . بعلاوه بيمارى ماهانه ، ناراحتى ايام باردارى ، سختيهاى وضع حمل و حضانت كودك شيرخوار ، زن را در وضعى قرار مىدهد كه به حمايت مرد و تعهداتى كمتر و حقوقى بيشتر نيازمند است . اختصاص به انسان ندارد ؛ همهء جاندارانى كه به صورت « زوج »