مرتضى مطهرى
86
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ياد دادش جور اخوان و حسد * گفت آن زنجير بود و ما اسد عار نبود شير را از سلسله * ما نداريم از رضاى حق گله شير را بر گردن ار زنجير بود * بر همهء زنجيرسازان مير بود گفت چون بودى تو در زندان و چاه * گفت همچون در محاق و كاست ، ماه در محاق ار ماه نو گردد دو تا * نى در آخر بدر گردد در سما ؟ گندمى را زير خاك انداختند * پس ز خاكش خوشهها برخاستند بار ديگر كوفتندش ز آسيا * قيمتش افزود و نان شد جانفزا باز نان را زير دندان كوفتند * گشت عقل و جان و فهم سودمند از اين نظر كه سالها از عمر امام موسى بن جعفر عليهما السلام در زندان يك ستمگر گذشت حال آن حضرت شبيه است به حال يوسف صدّيق . يوسف - همان طورى كه در قرآن كريم آمده است - پس از آنكه تحت فشار تمناهاى زنان متشخص مصر واقع شد ، براى آنكه گوهر ايمانش محفوظ و جامهء تقوايش پاكيزه و از تعرض مصون بماند ، از خدا آرزوى زندان كرد : « قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُنْ مِنَ الْجاهِلِينَ . فَاسْتَجابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ . ثُمَّ بَدا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما رَأَوُا الْآياتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ » « 1 » پروردگارا براى من زندان از برآوردن تقاضاى اين زنان گواراتر است . اگر تو به لطف خود دام حيلهء اينها را از سر راه من برندارى به سوى آنها كشيده خواهم شد و از جاهلان خواهم بود . خداوند دعاى او را مستجاب كرد ، دام مكر آنها را از سر راه يوسف برداشت ، او شنوا و داناست . بعدها براى آنها ( كسانى كه يوسف در اختيار آنها بود ) اين فكر پيدا شد كه مدتى يوسف را به زندان افكنند . حسد برادران يوسف ، يوسف را به چاه انداخت . تقاضاها و تمناهاى غير قابل پذيرش زنان مصر او را روانهء زندان كرد و سالهايى در زندان بسر برد ( فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ ) « 2 » . در همان زندان به مقام نبوت رسيد . از زندان ، خالصتر و كاملتر و پختهتر خارج گشت . در ميان پيغمبران ، يوسف است كه به جرم محبوبيت نزد پدر به چاه انداخته شد و
--> ( 1 ) . يوسف / 33 - 35 . ( 2 ) . يوسف / 42 .