مرتضى مطهرى
80
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
صادق نبود ارزش نهضت امام حسين هم روشن و ثابت نمىشد . در عين حال امام صادق متعرض امر حكومت و خلافت نشد ولى همه مىدانند كه امام صادق با خلفا كنار هم نيامد ، مبارزهء مخفى مىكرد ، نوعى جنگ سرد در ميان بود ، معايب و مثالب و مظالم خلفا ، همه به وسيلهء امام صادق در دنيا پخش شد ، و لهذا منصور تعبير عجيبى دربارهء ايشان دارد « 1 » . مىگويد : « هذَا الشَّجى مُعْتَرِضٌ فِى الْحَلْقِ . . . » جعفر بن محمد مثل يك استخوان است در گلوى من ، نه مىتوانم بيرونش بياورم و نه مىتوانم فرويش ببرم ؛ نه مىتوانم يك مدركى از او به دست آورم كلكش را بكنم و نه مىتوانم تحملش كنم ، چون واقعاً اطلاع دارم كه اين مكتب بىطرفى كه او انتخاب كرده عليه ماست ، زيرا كسانى كه از اين مكتب به وجود مىآيند همهشان عليه ما هستند ، ولى مدركى هم از او به دست نمىآورم . آرى ، اين تعبير از منصور است : استخوانِ گير كرده در گلو ، نه مىتوانم بيرونش بياورم و نه مىتوانم فرويش ببرم . عوامل مؤثر در نشاط علمى زمان امام صادق عليه السلام عرض كرديم در زمان امام صادق نشاط علمى فوق العادهاى پيدا شد و همان نشاط علمى منشأ شد كه جنگ عقايد داغ گرديد و براى هر مسلمان پاكنهادى لازم بود كه در اين جنگ عقايد به سود اسلام وارد شود و از اسلام دفاع كند . چه عواملى در اين نشاط علمى تأثير داشت ؟ سه عامل مؤثر بود : عامل اول اين بود كه محيط آن روز اسلامى يك محيط صددرصد مذهبى بود و مردم تحت انگيزههاى مذهبى بودند . تشويقهاى پيغمبر اكرم به علم ، و تشويقها و دعوتهاى قرآن به علم و تعلم و تفكر و تعقل ، عامل اساسى اين نهضت و شور و نشاط بود . عامل دوم اين بود كه نژادهاى مختلف وارد دنياى اسلام شده بودند كه اينها سابقهء فكرى و علمى داشتند . عامل سوم كه زمينه را مساعد مىكرد جهان وطنى اسلامى بود ، يعنى اينكه اسلام با وطنهاى آب و
--> ( 1 ) . منصور با امام صادق به يك وضع عجيبى رفتار مىكرد و ريشهاش هم خود امام صادق بود . گاهى بر حضرت سخت مىگرفت و گاهى آسان . البته ظاهراً هيچ وقت حضرت را زندان نبرده باشد ولى خيلى اوقات ، ايشان را تحت نظر قرار مىداد و يكدفعه ظاهراً دو سال حضرت را در كوفه تحت نظر قرار داد ، يعنى منزلى را به امام اختصاص داده بودند و مأمورينى آنجا بودند كه رفت و آمدهاى منزل امام را كنترل مىكردند . چندين بار خودش امام را احضار كرد و فحّاشى و هتّاكى نمود كه مىكشمت ، گردنت را مىزنم ، تو عليه من تبليغ مىكنى ، مردم را بر من مىشورانى ، چنين مىكنى ، چنان مىكنى ، و امام خيلى با نرمش جواب مىداد .