مرتضى مطهرى

62

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

محمد و ابراهيم ، و همچنين بنى العباس يعنى ابراهيم امام و أبو العباس سفّاح و أبو جعفر منصور و عده‌اى ديگر از عموهاى اينها حضور داشتند . در آنجا عبد اللَّه محض رو كرد به جمعيت و گفت : بنى هاشم ! شما مردمى هستيد كه همهء چشمها به شماست و همهء گردنها به سوى شما كشيده مىشود و اكنون خدا وسيله فراهم كرده كه در اينجا جمع شويد ، بياييد همهء ما با اين جوان ( پسر عبد اللَّه محض ) بيعت كنيم و او را به زعامت انتخاب كنيم و عليه امويها بجنگيم . اين قضيه خيلى قبل از قضيهء ابو سلمه است ، تقريباً دوازده سال قبل از قضاياى قيام خراسانيهاست ، اول بارى است كه مىخواهد اين كار شروع بشود ، و به اين صورت شروع شد : بيعت با « محمد نفس زكيّه » بنى العباس ابتدا زمينه را براى خودشان فراهم نمىديدند ، فكر كردند كه و لو در ابتدا هم شده يكى از آل على عليه السلام را كه در ميان مردم وجاهت بيشترى دارد مطرح كنند و بعدها او را مثلًا از ميان ببرند . براى اين كار « محمد نفس زكيّه » را انتخاب كردند . محمد پسر همان عبد اللَّه محض است كه عرض كردم عبد اللَّه محض ، هم از طرف مادر فرزند حسين بن على است و هم از طرف پدر . عبد اللَّه مردى است باتقوا ، با ايمان و زيبا ، و زيبايى را ، هم از طرف مادر - و بلكه مادرها - به ارث برده است ( چون مادر مادرش هم زن بسيار زيباى معروفى بوده ) و هم از طرف [ پدر ] ، و بعلاوه اسمش محمد است ، هم اسم پيغمبر ؛ اسم پدرش هم عبد اللَّه است . از قضا يك خالى هم روى شانهء او هست ، و چون در روايات اسلامى آمده بود كه وقتى ظلم زياد شد يكى از اولاد پيغمبر ، از اولاد زهرا ، ظاهر مىشود كه نام او نام پيغمبر است و خالى هم در پشت دارد ، اينها معتقد شدند كه مهدى اين امت كه بايد ظهور كند و مردم را از مظالم نجات دهد همين است و آن دوره نيز همين دوره است . لااقل براى خود اولاد امام حسن اين خيال پيدا شده بود كه مهدى امت همين است . بنى العباس هم حال يا واقعاً چنين عقيده‌اى پيدا كرده بودند و يا از اول با حقه بازى پيش آمدند . به هر حال اين‌طور كه أبو الفرج نقل كرده همين عبد اللَّه محض برخاست و شروع كرد به خطابه خواندن ؛ مردم را دعوت كرد كه بياييد ما با يكى از افراد خودمان در اينجا بيعت كنيم ، پيمان ببنديم و از خدا بخواهيم بلكه ما بر بنى اميه پيروز شويم . بعد