مرتضى مطهرى

107

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

شد كه چند دقيقه‌اى طول كشيد . آمد نزد او و گفت : چرا معطل كردى ؟ گفت : يك مردى مرا به حرف گرفت . گفت : چه گفت ؟ گفت : يك سؤال عجيبى از من كرد . چه سؤال كرد ؟ از من پرسيد كه صاحب اين خانه بنده است يا آزاد ؟ گفتم البته كه آزاد است . بعد هم گفت : بله ، آزاد است ، اگر بنده مىبود كه اين سروصداها بيرون نمىآمد . گفت : آن مرد چه نشانه‌هايى داشت ؟ علائم و نشانه‌ها را كه گفت ، فهميد كه موسى بن جعفر است . گفت : كجا رفت ؟ از اين طرف رفت . پايش لخت بود ، به خود فرصت نداد كه برود كفشهايش را بپوشد ، براى اينكه ممكن است آقا را پيدا نكند . پاى برهنه بيرون دويد . ( همين جمله در او انقلاب ايجاد كرد . ) دويد ، خودش را انداخت به دامن امام و عرض كرد : شما چه گفتيد ؟ امام فرمود : من اين را گفتم . فهميد كه مقصود چيست . گفت : آقا ! من از همين ساعت مىخواهم بندهء خدا باشم ، و واقعاً هم راست گفت . از آن ساعت ديگر بندهء خدا شد . اين خبرها را به هارون مىدادند . اين بود كه احساس خطر مىكرد ، مىگفت : اينها فقط بايد نباشند « وُجودُكَ ذَنْبٌ » اصلًا بودن تو از نظر من گناه است . امام مىفرمود : من چه‌كار كرده‌ام ؟ كدام قيام را بپاكردم ؟ كدام اقدام را كردم ؟ جوابى نداشتند ، ولى به زبان بىزبانى مىگفتند : « وُجودُكَ ذَنْبٌ » اصلًا بودنت گناه است . آنها هم در عين حال از روشن كردن شيعيانشان و محارم و افراد ديگر هيچ‌گاه كوتاهى نمىكردند ، قضيه را به آنها مىگفتند و مىفهماندند ، و آنها مىفهميدند كه قضيه از چه قرار است . صفوان جمّال و هارون داستان صفوان جمّال را شنيده‌ايد . صفوان مردى بود كه - به اصطلاح امروز - يك بنگاه كرايهء وسائل حمل و نقل داشت كه آن زمان بيشتر شتر بود ، و به قدرى متشخص و وسائلش زياد بود كه گاهى دستگاه خلافت ، او را براى حمل و نقل بارها مىخواست . روزى هارون براى يك سفرى كه مىخواست به مكه برود ، لوازم حمل و نقل او را خواست . قراردادى با او بست براى كرايهء لوازم . ولى صفوان ، شيعه و از اصحاب امام كاظم است . روزى آمد خدمت امام و اظهار كرد - يا قبلًا به امام عرض كرده بودند - كه من چنين كارى كرده‌ام . حضرت فرمود : چرا شترهايت را به اين مرد ظالم ستمگر كرايه دادى ؟ گفت : من كه به او كرايه دادم ، براى سفر معصيت نبود . چون سفر ، سفر حج و سفر طاعت بود كرايه دادم و الّا كرايه نمىدادم . فرمود : پولهايت را