مرتضى مطهرى
85
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
تفسيرهاى ناروايى از تاريخ مىكند كه اين مطلب نمونههاى زيادى دارد و من نمىخواهم از نمونههاى آن بحثى كرده باشم . همين قدر عرض مىكنم كه در حادثهء كربلا هم اين نوع از عامل دخالت داشت ، يعنى دشمنان در صدد تحريف نهضت حسينى برآمدند . همان طورى كه در دنيا معمول است كه دشمنان ، نهضتهاى مقدس را به افساد و اخلال و تفريق كلمه و ايجاد اختلاف و امثال اينها متهم مىكنند ، حكومت اموى خيلى كوشش كرد براى اينكه چنين رنگى به نهضت حسينى بدهد . از همان روز اول چنين تبليغاتى شروع شد . مسلم كه به كوفه آمده بود ، يزيد ضمن ابلاغى كه براى ابن زياد براى حكومت كوفه صادر مىكند ، اين گونه مىنويسد : « مسلم پسر عقيل به كوفه آمده است و هدفش اخلال و افساد و ايجاد اختلاف در ميان مسلمانان است ، پس برو و او را سركوب كن » . وقتى هم كه مسلم گرفتار مىشود و او را به دارالامارهء ابن زياد مىبرند ، ابن زياد همين جملهها را به مسلم مىگويد : « پسر عقيل ! تو را چه شد كه به اين شهر آمدى ؟ مردم وضع آرام و مطمئنى داشتند . آمدى در اين شهر آشوب كردى ، ايجاد اختلاف كردى ، فتنهانگيزى كردى » . مسلم هم مردانه جواب داد ، گفت : اولًا آمدن ما به اين شهر ابتدائى نبود . مردم اين شهر از ما دعوت كردند ، نامههاى فراوان نوشتند ، نامههايشان هست و در آن نامهها نوشتند كه پدر تو زياد در سالهايى كه در اينجا حكومت كرده است نيكان اين مردم را كشته است ، بدان را بر نيكان مسلّط كرده است ، انواع ظلمها و اجحافها به مردم كرده است ؛ از ما دعوت كردهاند براى اينكه عدالت را برقرار كنيم ، ما براى برقرارى عدالت آمدهايم ؛ از پيش خودمان هم نيامدهايم ، مردم هم ما را براى اين منظور خواستهاند . بعد هم حكومت اموى براى اينكه [ در اين واقعه ] تحريف معنوى كرده باشد ، از اين جور قضايا زياد گفت ، ولى به اصطلاح نگرفت ، يعنى تاريخ اسلام تحت تأثير اين تحريف واقع نشد . شما يك نفر مورخ و يك نفر صاحب نظر را در دنيا پيدا نمىكنيد كه اين گونه اظهار نظر كرده و گفته باشد حسين بن على ، العياذ بالله ، قيام نابجايى كرد ، آمد تا كلمهء مردم را تفريق كند ، اتحاد را از ميان ببرد ؛ خير ، اين تحريف اثر نكرد كه نكرد . پس دشمن نتوانست در حادثهء كربلا تحريفى ايجاد كند . در حادثهء كربلا با كمال تأسف هرچه تحريف شده است ، از ناحيهء دوستان است .