مرتضى مطهرى

83

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

يك مرتبه فريادى شنيد . نوشته‌اند مثل يك باز شكارى - كه كسى نفهميد به چه سرعت امام پريد روى اسب - حمله كرد . مىدانيد آن فرياد چه بود ؟ فرياد يا عمّاه ، عمو جان ! عمو جان ! وقتى آقا رفت به بالين اين نوجوان ، در حدود دويست نفر دور او را گرفته بودند . امام كه حركت كرد و حمله كرد ، آنها فرار كردند . يكى از دشمنان از اسب پايين آمده بود تا سر جناب قاسم را از بدن جدا كند ، خود او در زير پاى اسب رفقاى خودش پايمال شد . آن كسى كه مىگويند در عاشورا در زير سم اسبها پايمال شد در حالى كه زنده بود ، يكى از دشمنان بود نه حضرت قاسم . حضرت خودشان را رساندند به بالين قاسم ، ولى در وقتى كه گرد و غبار زياد بود و كسى نمىفهميد قضيه از چه قرار است . وقتى كه اين گرد و غبارها نشست ، يك وقت ديدند كه آقا به بالين قاسم نشسته است ، سر قاسم را به دامن گرفته است . اين جمله را از آقا شنيدند كه فرمود : « يَعِزُّ عَلى عَمِّكَ انْ تَدْعوهُ فَلا يُجيبُكَ اوْ يُجيبُكَ فَلا يَنْفَعُكَ » يعنى برادر زاده ! خيلى بر عموى تو سخت است كه تو بخوانى ، نتواند تو را اجابت كند ، يا اجابت كند و بيايد اما نتواند براى تو كارى انجام بدهد . در همين حال بود كه يك وقت فريادى از اين نوجوان بلند شد و جان به جان آفرين تسليم كرد . و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلى العظيم . و صلّى اللَّه على محمّد و آله الطاهرين ، باسمك العظيم الاعظم الاعز الاجل الاكرم يا اللَّه . . . . خدايا عاقبت امر همهء ما را ختم به خير بفرما ! ما را به حقايق اسلام آشنا كن ! اين جهلها و نادانيها را به كرم و لطف خودت از ما دور بگردان ! توفيق عمل و خلوص نيت به همهء ما عنايت بفرما ! حاجات مشروعهء ما را برآور ! اموات همهء ما ببخش و بيامرز ! . رحم اللَّه من قرء الفاتحة مع الصلوات .