مرتضى مطهرى
79
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
جز موضوع زيارت امام حسين هيچ چيز ديگرى ندارد ، موضوع تجديد عزاى اهل بيت نيست ، موضوع آمدن اهل بيت به كربلا نيست ، اصلًا راه شام از كربلا نيست ، راه شام به مدينه از خود شام جدا مىشود . بازهم اگر بخواهم نمونه ذكر كنم هنوز نمونههايى دارد . اگر جلسهء بعد وقت كردم باز از اين نمونهها عرض مىكنم ؛ اگر ديدم مجالى نيست ، مىپردازم به تحريفهاى معنوى ، ديگر تحريفهاى لفظى را كوتاه مىكنم . غناى حادثهء كربلا از نظر نقلهاى معتبر آن چيزى كه بيشتر دل انسان را به درد مىآورد اين است كه اتفاقاً در ميان وقايع تاريخى ، كمتر واقعهاى است كه از نظر نقلهاى معتبر به اندازهء حادثه كربلا غنى باشد . من در سابق خيال مىكردم كه اساساً علت اينكه اين همه دروغ اينجا پيدا شده است اين بوده كه وقايع راستين را كسى نمىداند چه بوده است ؟ بعد كه مطالعه كردم ، ديدم اتفاقاً هيچ قضيهاى در تاريخ - در تاريخهاى دور دست مربوط به مثلًا سيزده يا چهارده قرن پيش - به اندازهء حادثهء كربلا تاريخ معتبر ندارد . معتبرين مورخين اسلامى از همان قرن اول و دوم قضايا را با سندهاى معتبر نقل كردند و اين نقلها با يكديگر انطباق دارد و به هم نزديك است ؛ و قضايايى در كار بوده است كه سبب شده است جزئيات اين تاريخ بماند . يكى از چيزهايى كه سبب شده كه متن اين حادثه محفوظ بماند و هدفش شناخته بشود اين است كه در اين حادثه خطبه زياد خوانده شده است . خطبه در آن عصرها حكم اعلاميه را در اين عصر داشت . همين طورى كه در اين عصر در وقايع ، مخصوصاً در جنگها ، اعلاميههاى رسمى بهترين چيز است براى اينكه متن تاريخ را نشان بدهد ، در آن زمان هم خطبه چنين بوده است . خطبه زياد است ، چه قبل از حادثهء كربلا چه در خلال حادثهء كربلا و چه خطبههايى كه بعد اهل بيت در كوفه ، در شام و در جاهاى ديگر ايراد كردند و اصلًا هدف آنها از اين خطبهها اين بود كه مىخواستند به مردم اعلام كنند كه چه گذشت و قضايا چه بود و هدف چه بود ؟ اين يكى از منابع ؛ يعنى خودش انگيزهاى بوده است كه قضايا نقل شود . در قضيهء كربلا سؤال و جواب زياد شده است . همينها در متن تاريخ ثبت است كه ماهيت قضيه را به ما نشان مىدهد . در خود كربلا رجز زياد خوانده شده است ، مخصوصاً شخص ابا عبد الله . ماهيت قضيه را همان رجزها مىتواند نشان بدهد . در قضيهء كربلا ، در قبل و بعد از قضيه ، نامههاى زيادى مبادله شده است ، نامههايى كه ميان