مرتضى مطهرى

55

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

تعريف كرده بودند كه ما در جلسه‌اى بوديم و چنين حرفى زدند و گفتند يك دين كثيف بايد هم از يك نژاد كثيف حمايت كند . آن دو جوان اظهار كرده بودند كه واقعاً چطور اسلام نتوانسته درك كند كه ميان سفيد و سياه فرق است ! . اين را مىگويند شخصيت باختگى . اينها چون در محيطى قرار گرفته‌اند كه آن محيط اين‌طور فكر مىكند ، به جاى اينكه يك ذره استقلال فكرى داشته باشند و بر دهان گويندهء آن سخن بكوبند و بگويند حرف تو حرف مفت و مزخرفى است و مگر اختلاف رنگ مىتواند سبب امتياز فضيلت در ميان افراد بشر باشد ، آن‌طور افسرده مىشوند و خود را مىبازند . زيرا او مىگويد وقتى فرنگى اين‌طور فكر مىكند لا بد اين‌طور درست است ! حسن و عيب ما مردم ايران ما مردم ايران يك حسن داريم و يك عيب . حسن ما مردم اين است كه در مقابل حقيقت ، تعصب كمى داريم و شايد مىتوانيم بگوييم بىتعصب هستيم ؛ يعنى اگر با حقايقى برخورد كنيم و آنها را درك كنيم ، شايد از هر ملت ديگر زودتر تسليم آن حقايق مىشويم . ولى يك عيب بزرگى در ما ملت ايران هست كه به موازات اينكه در مقابل حقايق تسليم مىشويم ، به حماسه‌ها و اركان شخصيت خودمان زياد پايبند نيستيم و با يك حرف پوچ ، زود آن را از دست مىدهيم و رها مىكنيم . هيچ ملتى به اندازهء ما نسبت به شعائر خودش بىاعتنا نيست . شما هنديها و ژاپنىها و اعراب را ديده‌ايد ؛ آنها هم مثل ما مشرق زمينى هستند ، لكن از اين نظر مثل ما نيستند . به اندازه‌اى كه ما در مقابل لغات و عادات اجنبى تسليم هستيم ، هيچ ملتى تسليم نيست . به عكسهايى كه در كتابهاى تاريخ علوم هست نگاه كنيد ، مىبينيد دانشمندان درجهء اول هند با همان عمامه و لباس خودشان هستند . نهرو كه يك سياستمدار بزرگ و يك وزنهء جهانى بود ، با همان لباس هندى در همه جا حركت مىكرد . بلندى و كوتاهى لباس و يا سفيد و سياه بودنش اهميت ندارد ، اما اينكه آن دانشمند عمامهء خودش را سرش مىگذارد و يا نهرو با آن شلوار سفيد و گشاد و پالتوى مخصوص همه جا مىرود ، مىخواهد به همهء مردم دنيا بگويد كه من هندى هستم و بايد هندى باقى بمانم و در مقابل علم و صنعت تعصب ندارم ، كه علم و صنعت مربوط به كشور خاصى نيست ؛ در مقابل عقايد بزرگ فلسفى و دينى تعصب ندارم اما در مورد شعارهاى ملى ،