مرتضى مطهرى
36
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
طمع اينكه به پولى برسد ، به شكل فجيعى آنها را به قتل مىرساند . وقتى ما اين تاريخچه را مطالعه مىكنيم ، از يك طرف جنايت مىبينيم و از طرف ديگر دو تا طفل معصوم نابالغ غريب كه جنايت بر آنها وارد شده است كه اينها حرفى هم نداشتهاند و نمىتوانستهاند حرفى داشته باشند چرا كه بچههايى در سنين دهساله و دوازدهساله يا كمتر بودهاند . اين فقط يك داستان جنايى است و از نظر آن دو طفل ، رثاء است ، مصيبت است ، مظلوميت است . اما داستان كربلا اينطور نيست ؛ يك داستان دو صفحهاى است كه از نظر آن صفحهء ديگر بيشتر قابل مطالعه است . از نظر آن صفحه ، جنبهء مثبت دارد ، صورت فعالى دارد ، نمايشگاهى است از عظمت و علوّ بشريت ، از رفعت بشريت ، نمايشگاه معالى و مكارم انسانيت است ، سراسر حماسه است ، عظمت و شجاعت و حق خواهى و حقپرستى در آن موج مىزند . از اين نظر ، ديگر قهرمان داستان ما پسر معاويه و پسر زياد و پسر سعد و ديگران نيستند . از اين نظر قهرمان داستان پسران على هستند ، حسين بن على است ، عباس بن على است ، دختر على زينب است ، يك عده از مردان فداكار درجهء اوّلى هستند كه خود حسين كه حاضر نيست يك كلمه مبالغه و گزاف در سخنش باشد آنها را ستايش مىكند . امام حسين در شب عاشورا اصحاب خودش را ستايش كرد ؛ نگفت يك عده مردم بىگناه و بيچاره فردا كشته مىشويد و به عمر شما خاتمه داده مىشود ، بلكه آنها را ستايش كرد و فرمود : « فَانّى لا اعْلَمُ اصْحاباً اوْفى وَ لا خَيْراً مِنْ اصْحابى » « 1 » من يارانى در جهان بهتر از ياران خودم سراغ ندارم ؛ يعنى من شما را بر ياران « بدر » ( كه ياران پيغمبر بودند ) ترجيح مىدهم ، بر ياران پدرم على ترجيح مىدهم ، بر يارانى كه قرآن كريم براى انبياء ذكر مىكند ( وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ ) « 2 » ترجيح مىدهم ، يعنى اعتراف مىكنم كه همهء شما قهرمان هستيد . سخنش اينطور آغاز مىشود : « مرحبا ، مرحبا به گروه قهرمانان ! » . بنابراين حالا كه فهميديم اين داستان دو صفحه دارد ، مىخواهيم صفحهء دوم آن
--> ( 1 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ص 231 . ( 2 ) . آل عمران / 146 .